{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب به یاد تو تنها گریستم

دیشب به یاد تو تنها گریستم
مستانه گریه کردم، دریا گریستم
طوفان غم چو داد گلستان دل به باد
بر حال پر پر گلها گریستم
من بودم و خیال تو در نیمه های شب
بر بخت خویش و این دل شیدا گریستم
بیخود شدم ز گریه و رفتم به اشتیاق
معراج دل نمودم و آنجا گریستم
در جستجوی او ، من آواره ابروار
بر کوه و دشت و دامن و صحرا گریستم
بر زورق دلم شب تیره به موج غم
پنهان به آه بود و پیدا گریستم
هر چند نکته سنج و سخن آورم ولیک
شب در خیال لعل شکر خواب گریستم
موسی به عشق روی تو خودش بود تا سحر
تنها ترانه گفتم و تنها گریستم
دیدگاه ها (۲)

خستمممم

ای تاج سر عالم و آدم زهرا / از کدوکی ام دل به تو دادم زهرا آ...

************************************************مَنْـــ مے د...

منو دوستم

همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا تو باز آیی شده هر شب مو...

شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده نا کامی در هجر تو پیمودم...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم هرجا که گفت این دل شیدا گری...

شبتان خوش دلتان شاد ............. شب به گلستان تنها منتظرت ب...

شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده نا کامی در هجر تو پیمودم...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

شب به گلستان تنهامنتظرت بودمباده ناکامی در هجر تو پیمودممنتظ...

شب به گلستان تنهامنتظرت بودمباده ناکامی در هجر تو پیمودممنتظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط