شکلات تلخ پارت
شکلات تلخ پارت ۱۴
کم مونده بود بیوفتم رو زمین که گرفتم و نزاشت بیوفتم اون کوک بود منو داد کنار خودش کوک:معلوم هست اینجا چه غلتی میکنی ؟. جکسون :هی ا.ت لیا باهم بریم عشق و حال . کوک انگار از حرفش خوشش نیومد رفت سمتش یقشو گرفت . ا.ت:کوک ولش کن . کوک:تو الان چه زری زدی ؟ . جکسون:ولم کن به توچه میخوام ا.ت باهام بخوابه تو چیکاره ای . کوک:الان حاااااااالیت میکنم عوضی تا میخورد کتکش زد هرکاری کردم نتوستم جلوشو بگیرم بعد بیست دقیقه کتک زدن بالاخره ولش کرد . امد روبه روم خیلی ترسناک شده بود دستمو گرفت محکم کشیدم بردم تو یکی از کلبه ها همونجا وایستاد کوک:تووووووو معلوم هست چه غلتی میکنیییییییی ؟اگه گیرت میاورد چییییی هاااااااا دیوووونه شدیییییییی . با صدای دادش اشکام سرازیر شد دیگه تحمل نداشتم زدم زیر گریه . دستشو کرد تو موهاش کوک:هی گریه نکن معذرت میخوام من فقد بخاطر خودت میگم ........ با تو ام میگم گریه نکن . ا.ت:تقصیر من 😭 تقصیر من نبود خودش دنبالم اومد هق .... کوک:گفتم که ببخشید حالا میشه گریه نکنی دستشو گذاشت رو پشتمو بغلم کرد همینجوری تو بغلش گریه میکردم اونم موهامو ناز میکرد نمیدونم چرا ولی انگار تو بغلش احساس ارامش میکردم
کوک
با گریش ازارم میداد هر کاری کردم تا گریه نکنه ولی نمیدونم چرا اروم نمی شد از خودم جداش کردم هنوزم بی صدا اشک میریخت .صورتشو با دستام قاب گرفتم با انگشت های شستم اشکاشو پاک کردم . کوک:لطفا دیگه گریه نکن ... اگه گریه کنی باعث میشی اذیت شم پس خواهشا دیگه گریه نکن نمیدونستم چرا دارم اون حرفارو بهش میزدم صورتمو نزدیکش کردم لبامو اروم گذاشتم رو لباش اینطوری شاید اروم میشد مک اولو که زدم خودشم همکاری کرد باهام بیشتر چسبوندمش به خودم دستاشو دور گردنم حلقه کرد چسبوندمش به دیوارو دیوانه بار میبوسیدمش . تند تند مک میزدم لیس میزدم گاز میگرفتم . با کم اوردن نفس از لباش جداشدم دماقمو چسبونده بودم رو دماقش و خمار نگاش میکردم اون زیادی جذاب بود . 💖💕💖💕💖💕💕💖💕
ممنون از نگاه گرمتون و مرسی که لایک میکنین امشب میخوام دوتا یا سه تا پارت دیگه هم بزارم .
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉
کم مونده بود بیوفتم رو زمین که گرفتم و نزاشت بیوفتم اون کوک بود منو داد کنار خودش کوک:معلوم هست اینجا چه غلتی میکنی ؟. جکسون :هی ا.ت لیا باهم بریم عشق و حال . کوک انگار از حرفش خوشش نیومد رفت سمتش یقشو گرفت . ا.ت:کوک ولش کن . کوک:تو الان چه زری زدی ؟ . جکسون:ولم کن به توچه میخوام ا.ت باهام بخوابه تو چیکاره ای . کوک:الان حاااااااالیت میکنم عوضی تا میخورد کتکش زد هرکاری کردم نتوستم جلوشو بگیرم بعد بیست دقیقه کتک زدن بالاخره ولش کرد . امد روبه روم خیلی ترسناک شده بود دستمو گرفت محکم کشیدم بردم تو یکی از کلبه ها همونجا وایستاد کوک:تووووووو معلوم هست چه غلتی میکنیییییییی ؟اگه گیرت میاورد چییییی هاااااااا دیوووونه شدیییییییی . با صدای دادش اشکام سرازیر شد دیگه تحمل نداشتم زدم زیر گریه . دستشو کرد تو موهاش کوک:هی گریه نکن معذرت میخوام من فقد بخاطر خودت میگم ........ با تو ام میگم گریه نکن . ا.ت:تقصیر من 😭 تقصیر من نبود خودش دنبالم اومد هق .... کوک:گفتم که ببخشید حالا میشه گریه نکنی دستشو گذاشت رو پشتمو بغلم کرد همینجوری تو بغلش گریه میکردم اونم موهامو ناز میکرد نمیدونم چرا ولی انگار تو بغلش احساس ارامش میکردم
کوک
با گریش ازارم میداد هر کاری کردم تا گریه نکنه ولی نمیدونم چرا اروم نمی شد از خودم جداش کردم هنوزم بی صدا اشک میریخت .صورتشو با دستام قاب گرفتم با انگشت های شستم اشکاشو پاک کردم . کوک:لطفا دیگه گریه نکن ... اگه گریه کنی باعث میشی اذیت شم پس خواهشا دیگه گریه نکن نمیدونستم چرا دارم اون حرفارو بهش میزدم صورتمو نزدیکش کردم لبامو اروم گذاشتم رو لباش اینطوری شاید اروم میشد مک اولو که زدم خودشم همکاری کرد باهام بیشتر چسبوندمش به خودم دستاشو دور گردنم حلقه کرد چسبوندمش به دیوارو دیوانه بار میبوسیدمش . تند تند مک میزدم لیس میزدم گاز میگرفتم . با کم اوردن نفس از لباش جداشدم دماقمو چسبونده بودم رو دماقش و خمار نگاش میکردم اون زیادی جذاب بود . 💖💕💖💕💖💕💕💖💕
ممنون از نگاه گرمتون و مرسی که لایک میکنین امشب میخوام دوتا یا سه تا پارت دیگه هم بزارم .
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉
- ۱۴.۱k
- ۰۹ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط