{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام.. خسته تر از آنچه که می پنداری

خسته ام.. خسته تر از آنچه که می پنداری

خسته از رفتنم این حادثه ی تکراری

پشت پایت عوض آب من از کاسه ی چشم

اشک می ریزم عجب حال تاسف باری

خوب من ! دست تو خود حافظ من بود چطور

دلت آمد که مرا دست خدا بسپاری؟

کاش می شد که به جای چمدانت من را

موقع رفتنت از روی زمین برداری

آتشم می زنی و نیست دوای درد

این دل سوخته در قوطی هیچ عطاری

داغ لب های تو از حافظه ی لب هایم

نرود تا نزنم پک به لب سیگاری

هرکجا هم بروی یار تو هستم من باز

نرسد روزی عزیزم که تو جز من یاری؟

کاش بیدار شوم صبح و ببینم دیشب

آمده از تو پیامی که: '' گلم بیداری؟ ''
دیدگاه ها (۱)

گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نیستچون مانع بازگشت شما به جایی...

از آش نخورده روزگـــــــــارچنان دهانم سوخـــــــتڪه از تـــ...

خــًؓ‌‌ـ‌۔ًِـــًؓ‌‌ـیلی ســًؓ‌‌ـ‌۔ًِـــًؓ‌‌ـخته ...

عـــــشــــــღــــق ڪہهمیشہ بہ گفتن "عزیـــــزم و دوستـــــت...

میدانی بابای مهربونم😭😭😭 کاااش آخرین بار محکمتر از همیشه بغلت...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط