{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده از جایی دور،

آمده از جایی دور،
اما زاده زمین‌ام
امانت دار آب و گیاه،
آورنده آرامش و اعتبار امیدم
من به نام اهل زمین است
که زنده‌ام

زمین
با سنگ ها و سایه‌هایش
من
با واژه‌ها و ترانه‌هایم،
هر دو
زیستن در باران را
از نخستین لذت بوسه آموخته ایم...
دیدگاه ها (۱)

محیط رحمت او دامن ِ آلوده می خواهد گنه نا کرده رفتن در حریمِ...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که توییبلندمی پرم اما ، نه آن هوا ...

ای که همه نگاه من ، خورده گره به روی تو تا نرود نفس ز ...

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدمقبله اهل دل منم سهو نماز می‌ک...

روزی...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وهفتم | قبرستان کلاغساعت ۱۱:۴۷ شببارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط