چنتا داستان که op ها از تجربه دیدارشون با جیکوک توی سفر
⊰ چنتا داستان که op ها از تجربه دیدارشون با جیکوک توی سفرشون داشتن:
وقتی جیمین و جونگکوک دیگه رفتن، بالاخره جرات کردم اینو بگم، هههه.
دیروز بعد از شام که داشتم برمیگشتم، کاملاً تصادفی با هر دوتاشون برخورد کردم.
با جونگکوک چشم تو چشم شدیم، هههه~
اون لحظه که نگاهم کرد هنوز از ذهنم بیرون نمیره.
قبلاً همیشه فکر میکردم اگه یه روزی جونگکوک رو از نزدیک ببینم، اون لحظه رو تو ذهنم نگه میدارم و به یاد میسپارم.
ولی وقتی واقعاً اتفاق افتاد... فقط نگاهش کردم، وانمود کردم نمیشناسمش، و رد شدم.
من سالهاست طرفدارشم، ولی وقتی دیدمش، فقط تظاهر کردم که نمیدونم کیه.
واقعاً نمیدونم چه حسی بود... دلم کاملاً بههم ریخت.
اون لحظه که دیدم جیمین و جونگکوک بدون ماسک، آزاد و راحت دارن لذت میبرن...
از ته قلبم نمیخواستم اون آزادی رو خراب کنم.⎛
🎀@armybts8_9_3 🎀
Ⓑⓐⓝⓖⓣⓐⓝ ⓑⓞⓨⓢ
⋆。‧˚ʚ🍓🧸ɞ˚‧。⋆
وقتی جیمین و جونگکوک دیگه رفتن، بالاخره جرات کردم اینو بگم، هههه.
دیروز بعد از شام که داشتم برمیگشتم، کاملاً تصادفی با هر دوتاشون برخورد کردم.
با جونگکوک چشم تو چشم شدیم، هههه~
اون لحظه که نگاهم کرد هنوز از ذهنم بیرون نمیره.
قبلاً همیشه فکر میکردم اگه یه روزی جونگکوک رو از نزدیک ببینم، اون لحظه رو تو ذهنم نگه میدارم و به یاد میسپارم.
ولی وقتی واقعاً اتفاق افتاد... فقط نگاهش کردم، وانمود کردم نمیشناسمش، و رد شدم.
من سالهاست طرفدارشم، ولی وقتی دیدمش، فقط تظاهر کردم که نمیدونم کیه.
واقعاً نمیدونم چه حسی بود... دلم کاملاً بههم ریخت.
اون لحظه که دیدم جیمین و جونگکوک بدون ماسک، آزاد و راحت دارن لذت میبرن...
از ته قلبم نمیخواستم اون آزادی رو خراب کنم.⎛
🎀@armybts8_9_3 🎀
Ⓑⓐⓝⓖⓣⓐⓝ ⓑⓞⓨⓢ
⋆。‧˚ʚ🍓🧸ɞ˚‧。⋆
- ۶.۷k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط