{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا خوشا به حالشون

واقعا خوشا به حالشون
ما که میرفتیم سلمونی یه آقایی با۳متر سبیل بود که یه تخته میذاشت رو صندلی ما روش میشستیم
ساکت و آروم بودیم تا یارو نخورتمون!
دیدگاه ها (۳)

ابتکار جالب

ولم کن تا ولت کنم

من یک اردیبهشتی ام

#francisco

Chapter:1Part:56بعد نیم ساعت اشک ریختن آروم شدو به صندلی پشت...

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت l...

معامله نهاییپارت ۲۱هوای حیاط از اون جو دور بود و بلاخره احسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط