هوا تاریکه و خورشید

هوا تاریکه و خورشید
رو دوشِ ابر خوابیده
از این دنیایِ دیوونه
یکی خوشبختیو چیده

جهان یخ بسته اما من
دلم دنیای آتیشه
زیرِ یک بغض طولانی
داره آروم له میشه

توی خواب و تو بیداری
همش کابوس می بینم
که ازیک باغِ پر غصه
دارم اندوه می چینم

هوا دلگیر و تب داره
سیاهی داره می تازه
میونِ شاخه های بید
کلاغی خونه می سازه

دلم آشوبه و انگار
یکی دنبالم افتاده
دارم از ترس می لرزم
سکوتم غرقِ فریاده

شبیه بچه آهویی
که زیر پنجه ی شیره
ته این خواب وحشتناک
دلم هر بار می میره

#آذین_قانع
دیدگاه ها (۲)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

پارت۱۵پرورشگاهorphanageا.ت:خوشبختم لی ا.ت میتونین ا.ت صدام ک...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

Twenty one

My lovely neighbor part : 89

دلم نیومد نذارمبعد از اینکه رفتم داخل اتاقم دیدم کتابم افتاد...

عنوان: انعکاس یک خاطرهشخصیت‌ها:یونگی (شوگا): یه آهنگساز و ته...

فیک بخاطر تو پارت ۱۱از زبان اترسیدیم خونه و رفتیم تو اتاقم و...

My Vampire P14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط