{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو پسرا

ویو پسرا
پدر:ا.ت اون صاحب این شرکته
پسرا:چ...چی؟
نامجون :اما ا.ت که ...
پدر :می‌دونم مرده اما اون گفت به دکتره اصرار کردن تا دروغ بگن
ته :چی؟چ..چرا؟
جونگکوک :چند سال پیش قبل بیهوش شدنش اون فرما رو دیده بوده حتما بخاطر اونه(بغض)
جیهوپ :ام...اما ما این کارو برای این کردیم که بلایی سر اون نیاد (گریه)
ما باید بهش می‌گفتیم (گریه شدید)
شوگا:یااا جیهوپ گریه نکن ما الان پیداش کردیم تلاشمون رو برای برگردوندنش انجام میدیم (بغض اما سعی میکنه نشون نده
بعد این حرفم صدای پاشنه های کفش یه زن اومد
اون خودش بود.....
دیدگاه ها (۱)

ا.ت بود ا.ت من ا.ت ما....کسی که سال ها ازدستش دادیم ....داشت...

خوب بچه ها باید بگم مدرسه ها داره شروع میگه پس ممکنه منم کم ...

ویو ا.تداشتم به پدر توضیح میدادم که در اتاقم خورد ا.ت: بفرما...

ا.ت:ببخشید اما مگه برای قرار داد نیومده بودید؟پس بهتره شروع ...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

عشق مافیا

دو پارتی از ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط