{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part16

(ویو ا.ت)
جونگکوک : خانوم شین من میخوام یه چیزی مهمی رو بهتون بگم
داشتم از استرس میمرد
جونگکوک : پدربزرگ من صاحب این شرکت و بای به یه مراسمی بره
ا.ت : خب اینا چه ربطی به من داره؟!
جونگکوک : مشکل همینجاست...من باید جای پدربزرگم برم
ا.ت : خب؟!
جونگکوک : و باید یه دوست دختر داشته باشم
ا.ت : خب کاری نداره که
جونگکوک : واقعا
ا.ت : آره اگه برای مشاوره منو صدا زدید باید بگم به یه دختر پول میدید و اجا ره اش میکنید یا میتونید یه دوست دختر واقعی بگیرید
جونگکوک : دوست دخترم شو
ا.ت : چیییییی!!!!!
جونگکوک : فقط واسه ی ۳ ساعت
ا.ت : هرگززز
جونگکوک : همیشه معاملمون رو یادت میره

اوههه بازم معاملههه😭
ا.ت : ...
جونگکوک : خب؟
ا.ت : ب...
جونگکوک : ؟؟؟؟
ا.ت : با...با...باش...باشه
جونگکوک : خوبه
وایی خدا چرا اینکار رو کردممم
جونگکوک : مراسم فردا شبه آدرس خونتو بهم بده
ا.ت : چرا؟!
جونگکوک : میخوام برات لباس بفرستم چون نمیخوام دوست دخترم توی اون همه آدم مهم بد دیده بشه...و راستی فردا شب ساعت ۸ خودم میام دنبال
ا.ت : خیلی...خب
جونگکوک : میتونی بری
از اون دفتر نفرین شده که هر بار میرم توش یه اتفاق جدید میافته اومدم بیرون و یه نفس تازه ای کشیدم و رفتم سر کار
*پرش زمانی به بعد از کار*
(ویو جونگکوک)
پدربزرگم کار براش پیشاومده بود و رفته بود آمریکا و من مجبور بودم به جاش به اون مراسم کوفتی برم و و پدربزرگم شرط گذاشت که با دوست دخترم برم وگرنه کارم و ارثم رو از دست میدادم...قرار بود با جین بریم بار
و رفتم اونجا و جین رو دیدم که یه گوشه نشسته و مشرو.ب منم رفتم پیشش
جین : هوم اومدی
جونگکوک : آره
جین گارسون رو صدا زد و برام یه مشرو.ب آوردن و شروع کردم به خوردن و همه چیز درباره ی اتفاقا رو براش توضیح دادم به غیر از دوست دختر
جین : دوست دختر از کجا میخوای بیاری؟
جونگکوک : به شین ا.ت گفتم
جین : خانوم شین؟!!!
جونگکوک : آره
جین : و اون چی گفت؟
جونگکوک : به غیر از بله حق انتخاب دیگه ای نداره
جین : باز با چی اونو تهدید کردی
جونگکوک : تهدید نکردم معامله کردم
لیوانم و گرفتم بالام و جین هم همینطور
جین : به سلامتی خودمون
جونگکوک : به سلامتی
و لیوان مشرو.ب رو سر کشیدیم
...
ادامه دارد🦋🕸
دیدگاه ها (۱۱)

(ببخشید دیر گذاشتم چون امتحان دارم وقت نکردم فقط آخر شب ها و...

شخصیت ها

اسم : بازیگران زندگیادامه پارت ۱۵(ویو ا.ت)خانوم یون نبود که ...

اسم : بازیگران زندگیpart15(ویو ا.ت)بدو بدو رفتم تو اتاقم.یه ...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط