{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part6

آروم آروم چشم هامو باز کردم دیدم داخل انباری ام دست و پام هم بسته شده چند دقیقه گذشت یکم تموم خوردم که باعث ایجاد صدا شد جونگ کوک داخل چهار چوب در ضاهر شد به سمت یه شل،آق رفت نزدیکم شد

جونگ کوک = خودت احساس نجا،ست نمیکنی؟

لی لی= چی میگی جونگ کوک لیا کجاست

حالش خوبه؟ چرا برای تولدش نیومدی

جونگ کوک= ه تولد ؟ الان به خودت افتخار میکنیم؟

لی لی = چی

جونگ کوک= تو اونم ازم گرفتی حالا باید تاوان پس بدی

لی لی= منظورت چیه

جونگ کوک = لیا مرد فقط به خاطر تو به خاطر بی فکریت

چشم هام خیس شد همه جارو تار می‌دیدم

لی لی= منظورت چیههه

جونگ کوک=
دیدگاه ها (۰)

Part 7

Part8

Part5

Part 4

پارت ۲ویو ا.ت رسیدیم خونه و از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل م...

شب تولدم پارت 40فصل دوم پارت 11دکتر: ما نمیتونیم برای همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط