{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند سالی سر یک سه راهی مغازه ای

چند سالی سر یک سه راهی مغازه ای
کافی چینو از این لوس بازی ها بود
و از همونایی که خودت و خودمم
می شناسیم ام میومدن🐒
همچین پوز می داد😐
تازه یک روز ام به صدای موتور منم
گیر دادن داشتم رد میشدم🥲
چند روز پیش باز از همون مکان
رد شدم🧐
دیدم که طرف مغازه رو از این با کلاس برداشته🤷
داده دست یک قصابی
و الآنم داره
داره کله پاچه می ترزونه😹🤭😂
دیدگاه ها (۰)

ندیدم گناهشه💔🚶

آی جونوم هی🌪️🍃🕊️

بلای سر me ها آوردید🐒که you هم دیگه پیدا نیست😹

هیخانه نو کرد موج گل رفتچی گویم بر دل ای مهربانیدر خانه نشست...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۳🌌همه کلاس:هاااااااااا؟!اس...

تولد قهرمان من. پارت نوزده

رمان لیچافصل ۳ برج شروع و پایان من و توپارت1#نویسندهلیا بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط