من حسودم ...
من حسودم ...
حتی به بادی که موهایت رانوازش میکند
من حسودم
حتی به آفتابی که تنت را گرم میکند
و تو لباست را کم میکنی
و من نگران نگاه خورشیدم!
من حسودم حتی به دستانت
که گاه دست به سینه می ایستی!
احساس می کنم خودت را در آغوش گرفته ای
من حسودم به هر چشمی که تو را نگاه میکند
من حسودم به لبخند هایت!
از نثارشان به دیگران
من حسودم به هر چیزی که تو را حس می کند!!!
حتی به بادی که موهایت رانوازش میکند
من حسودم
حتی به آفتابی که تنت را گرم میکند
و تو لباست را کم میکنی
و من نگران نگاه خورشیدم!
من حسودم حتی به دستانت
که گاه دست به سینه می ایستی!
احساس می کنم خودت را در آغوش گرفته ای
من حسودم به هر چشمی که تو را نگاه میکند
من حسودم به لبخند هایت!
از نثارشان به دیگران
من حسودم به هر چیزی که تو را حس می کند!!!
- ۲.۷k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط