Part 2
او تو را به خودش نزدیک تر میکند و با ترکیبی از آسودگی و تردید، اوضاع را سنجید.
ا،ت = معلومه اره
او کاملاً صورتت را بررسی کرد، سعی داشت بفهمد که آیا این واقعی است یا فقط یک نمایش هوشمندانه. انگشتانش را از میان موهایت عبور داد.
جیمین = پس ثابت کن. اگر همه چیز را از دست بدهیم، آیا وقتی در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنیم، هنوز هم مرا دوست خواهی داشت؟
حالا صدایش آرامتر شده بود و عمق احساساتت را میسنجد.
ا،ت = چطور
لبخند کوچکی گوشه لبش نقش بست، انگار فهمیده بود که شاید عشق تو را دست کم گرفته است.
جیمین = با بیتوجهی به پولم. با ماندن در کنارم در هر اتفاقی که بیفتد. حتی اگر به معنای شروع از صفر باشد.
چانهات را بالا گرفت و با دقت به حالت چهرهات نگاه کرد.
ا،ت = اکی
لبخندش پررنگتر شد و بالاخره لبخند واقعیاش را نشان داد. آزمایش کاملاً درست کار میکرد.
جیمین = فقط "خوبی؟" بدون هیچ شکایتی؟ بدون هیچ اشکی؟
او به آرامی شوخی کرد و دستانش را به عنوان محافظ دور شما حلقه کرد.
او خندید، خیالش راحت شد و سرگرم شد. پیشانیات را بوسید، در حالی که در آزمایش کوچکش احساس پیروزی میکرد.
جیمین = تو برای من زیادی خوبی، این را میدانستی؟ الان اکثر مردم وحشت میکنند."
او تو را به سینهاش چسباند، قلبت دوباره به طور عادی میزد.
جیمین= این فقط یه شوخی و تست برای تو بود که قبول شدی عزیزم
ا،ت = جیمین من ترو میکشم مگه من دلقک تواممممم
ا،ت دنبال جیمین میوفته و جیمین هم با خنده سرعت فرار میکنه
پایان🎀
نظرتون و درباره این مدل فیک ها بگید اگه زیاد حمایت بشه کلی از این مدل فیک ها میزارم🤲🏼🥳
ا،ت = معلومه اره
او کاملاً صورتت را بررسی کرد، سعی داشت بفهمد که آیا این واقعی است یا فقط یک نمایش هوشمندانه. انگشتانش را از میان موهایت عبور داد.
جیمین = پس ثابت کن. اگر همه چیز را از دست بدهیم، آیا وقتی در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنیم، هنوز هم مرا دوست خواهی داشت؟
حالا صدایش آرامتر شده بود و عمق احساساتت را میسنجد.
ا،ت = چطور
لبخند کوچکی گوشه لبش نقش بست، انگار فهمیده بود که شاید عشق تو را دست کم گرفته است.
جیمین = با بیتوجهی به پولم. با ماندن در کنارم در هر اتفاقی که بیفتد. حتی اگر به معنای شروع از صفر باشد.
چانهات را بالا گرفت و با دقت به حالت چهرهات نگاه کرد.
ا،ت = اکی
لبخندش پررنگتر شد و بالاخره لبخند واقعیاش را نشان داد. آزمایش کاملاً درست کار میکرد.
جیمین = فقط "خوبی؟" بدون هیچ شکایتی؟ بدون هیچ اشکی؟
او به آرامی شوخی کرد و دستانش را به عنوان محافظ دور شما حلقه کرد.
او خندید، خیالش راحت شد و سرگرم شد. پیشانیات را بوسید، در حالی که در آزمایش کوچکش احساس پیروزی میکرد.
جیمین = تو برای من زیادی خوبی، این را میدانستی؟ الان اکثر مردم وحشت میکنند."
او تو را به سینهاش چسباند، قلبت دوباره به طور عادی میزد.
جیمین= این فقط یه شوخی و تست برای تو بود که قبول شدی عزیزم
ا،ت = جیمین من ترو میکشم مگه من دلقک تواممممم
ا،ت دنبال جیمین میوفته و جیمین هم با خنده سرعت فرار میکنه
پایان🎀
نظرتون و درباره این مدل فیک ها بگید اگه زیاد حمایت بشه کلی از این مدل فیک ها میزارم🤲🏼🥳
- ۵۲۹
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط