{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«فصل۲ The magic of lov »

«فصل۲ The magic of lov »
part ۱۱۵

هول با ضربان قلب بالا به جای اسانسور پله ها رو دوتا یکی کردم

وقت منتظر اسانسور بودن رو نداشتم

قلبم داشت از جا در میومد..

يعني اومده؟ حالش خوبه؟

ویه؟ وی نیست؟

اصلا كيك رو خورده؟

واااي.

سريع ساك و وسایلم رو زیر میزم انداختم و هول به شري

گفتم:هریسون اومده؟

سر تكون داد و گفت اره

هول و متعجب گفتم:چی؟اومده؟حالش خوبه؟

شري

گنگ گفت اره دیگه... اومده و خوبه..چطور؟ چيزي شده؟

بادم خالي شد و دلم ریخت..

اومده..حالش خوبه...پس..

پس وی نیست..

غم خيلي شديدي تو دلم خونه کرد

ویلیام نیست.. عشق قدیمی من نیست...

با درد روي صندلي نشستم..

شري-چيه؟چي شد؟ واسه اینکه امروز کلاس داشتي دير کردي ديگه

نه؟گیر نمیده بهت..

تمام این مدت..

اشتباه کرده بودم

اشک تو چشمام جمع شد و خيلي پردرد جاري شد.

اخ..اخ خداا..

قلبم میسوخت..خیلی شدید.

نه خداا...

وی به توت فرنگی حساسیت داشت و الان

نفسم رو خيلي سنگين بيرون دادم و پروندههاي ديروز رو برداشتم

و رفتم سمت اتاقش.

میخواستم بگم دیگه نمیام.

اون وی من نبود.

دیگه دوست نداشتم ببینمش

اشکم باز جاري شد. لعنتي..

بسه....

باید تمومش کنم

تند دست روی صورتم کشیدم و پاکش کردم. سعی کردم اروم باشم اما چونه ام خيلي شديد ميلرزيد.

به زور ضربه ارومي به در زدم و رفتم تو اتاقش.

یه دفعه از دیدنش حس کردم قلبم وایستاد و بعد.. بعد ديووانه وار و خيلي شاد و امیدوار شروع کرد به کوبیدن.. تمام قلبم روشن شد و لبخند خيلي خيلي شادي رو لبم نقش بست و.. اینبار اشک شوق اومد تو چشمام..

سرشو به پشتی صندلیش تکیه داده بود و چشماشو بسته بود و

صورتش سرخ و کلافه

رفتم جلوتر..

بود..

واقعا صورتش سرخ و تب دار بود

واي خداي من...

داغون کراوات و بعد یقه شو شل کرد.

حالش خوب نبود

حساس بود. به توت فرنگی حساس بود. حساسیت داشت.

من اشتباه نکرده بودم

این مرد وی من بود. فقط با یه پوسته اخلاقي جديد که میفهمم

چرا

با عشق نگاش کردم.

دوست داشتم از شوق جیغ بکشم و بپرم بالا

خودشه.. واقعا وی منه..

تند پرونده ها رو روی میزش گذاشتم و گفتم حالتون
دیدگاه ها (۰)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۶ نیست. هول و نگران گفتم بری...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۷هنوز پیرهن مشکی مردونه شرکت...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۴سر راهم توت فرنگی و موز و گ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۳بشه، دست نخورده رو اپن بود....

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۹اخ.. بي صدا بازش کردم. از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط