{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اسفند

#اسفند
خواهش پسر بچه ای ست وسط پیاده رو که:
"ماهی قرمز می خواهم!"
شوق زوجی ست که در شلوغ ترین عصر شهر به دنبال لباس نامزدی، مغازه ها را می گردند.
حال خوشِ دستفروشی ست که می تواند چند روزی بی دغدغه‌ی مامورین بساط کند.
قولِ پدری ست به دخترش که:
"بازار شب عید خوب است؛ لباس عیدت جور است!"
امید یک بیمار سرطانی ست به بهار؛ به رویشِ دوباره موهایش.
غرغر دخترکی ست که به اجبار مادر باید دستی به سر و روی اتاقش بکشد!
شک و تردید پیچاندن کلاس ها:
"از بیستم یا بیست و پنجم؟"
اسفند
حس هم آغوشی گربه های روی بام و عطر گندم هایی که کم کم باید سبز شوند...
عطر خوشی است!
بوی عیدی بوی کاغذ رنگی....



#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۴)

وصله‌ی جان‌ یعنی:مرمت کننده‌ی روح، متعلق به آخرین رگ قلب، چس...

كل شيء يتجمد في الشتاء إلا العطر والحنين والذكريات وبعض الأم...

گاهی وقتا فراموش کن کجایی؛به کجا رسیدی و به کجا نرسیدیگاهی و...

دلــــبَرم چـشمانـت مـخزن آرامــش‌ الـهـیستمــوهایـت چــون ن...

Part : 43رسیدم به خونه سگ ها رو توی خونه اشان گذاشتم و  غذا ...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[p۱۳]تهیونگ دستور رود داده خدمتکار وارد ا...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart"34"ته: باید بریم صندوق عقب اونجا بزرگه و شیشه عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط