یک مردِ عاشق ، خوب میمیرد
یک مردِ عاشق ، خوب میمیرد
گرگی نخواهد کرد با آهو کاری که آن زن با روزگارم کرد
هرکار می کردم سرانجامش من وصلهی ناجورتر بودم
دریای آدم زیر سر داری دنیای تنها را نمیبینی
من آیههای دفترت بودم عمری خدا پیغمبرت بودم
حالا مرا ناچیز میبینی ؟ دیوانگان را ریز میبینی ؟
ما هم دهان را هیچ می گیریم زخم زبان را هیچ می گیریم
گرگی نخواهد کرد با آهو کاری که آن زن با روزگارم کرد
هرکار می کردم سرانجامش من وصلهی ناجورتر بودم
دریای آدم زیر سر داری دنیای تنها را نمیبینی
من آیههای دفترت بودم عمری خدا پیغمبرت بودم
حالا مرا ناچیز میبینی ؟ دیوانگان را ریز میبینی ؟
ما هم دهان را هیچ می گیریم زخم زبان را هیچ می گیریم
- ۱.۸k
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط