#‌𝙈𝙮_𝙢𝙖𝙧𝙞𝙤𝙣𝙚𝙩𝙩_𝙙𝙤𝙡𝙡

#‌𝙈𝙮_𝙢𝙖𝙧𝙞𝙤𝙣𝙚𝙩𝙩_𝙙𝙤𝙡𝙡
#عروسک_خیمه_شبازی_من
#پارت۸
•ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــ•

تهیونگ: عاو سلام دوست قدیمی(تیکه)


کوک: چه عجب یادی از ما کردی،برا چی اومدی

تهیونگ: هیچی؛فقط اومدم ببینمت

کوک: تاحالا اینجوری سرزده نیومده بودی!

تهیونگ: خب سال ها بود ندیده بودمت

کوک: خب اره

تهیونگ: عاو سلام کوچولو(به‌ا.ت‌سلام‌کرد)

ا.ت: سلام اقای........

تهیونگ: کیم تهیونگ هستم

ا.ت: کیم تهیونگ

تهیونگ: خب کوک،نمیخای از مهمونت پذیرایی کنی؟

کوک:(با تمسخر به ا.ت گفت بره میوه بیاره)

ا.ت: بفرمایید 🍓🫐

(8 ساعت بعد)

تهیونگ: کوک ی اتاق بده به من خابم میاد برم بخابم

کوک: پیش ا.ت بخاب اونجا جا هست

ا.ت:(توی ذهنش)چیییی؟ پیش من؟نه نه نکنه ....

کوک: ا.ت ببرش پیش خودت بهش بگو کجاس

ا.ت: ه... ها؟ .... باشه بباشه

(تهیونگ رو به اتاق خودش برد)

ا.ت: بفرمایید اینجا بخابید

(تهیونگ و کوک م*ست کرده بودن)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمایت تا پارت بعدی
دیدگاه ها (۲)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــوقتی ناخواسته ...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

ددی خون آشام من

فیک تهیونگ

چند پارتـ درخواستــــــــــــــــ💔🧊ــــــــــــــوقتی باهات ...

چند پارتی (درخواستی)

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط