{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

تا پیش تو آورد مرا بعد تو را برد
قلبم شده بازیچه ی دنیای روانی

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری
وقتی همه دادند به هم دست تبانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
در حال فرو خوردن بغضی سرطانی

آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی ، شعر بخوانی ؟

دلتنگ تو ام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی
دیدگاه ها (۲)

شب ، بزنگاه عجیبی ست سرشار از تمام نداشته هایم. تماشای چشمان...

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشیسخت است کنار دل تنگم، تو نباشی...

بر دشـت و دمـن گذر کنم یا نکنمنم نم، گل و سبزه تر کنم یا نکن...

chance againpart : ³با گیجی دوباره نگاهش و به کتاب میده و سع...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

#ɬنویسندگیِ‌آیریس#BondـofـShadows#lپیوند‌سایه‌ها#ᎮᏗᏒᏖ..⁴ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط