{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم
وای ازین حال پریشان که من امشب دارم

کاش یکباره زنم خیمه به صحرای عدم
دیگر ای زندگی از روی تو هم بیزارم

قصه ی روز و شب من سختی مختصر است
روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم

شب و روزی همه یکسان گذرد بر من و من
اندرین دایره سرگشته تر از پرگارم
دیدگاه ها (۸)

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارموای ازین حال پریشان که من...

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارموای ازین حال پریشان که من...

همسر خوش ذوقم تنهایی برا خودش شب یلدا کرده امشب اندوه تو ب...

وای ازین حال پریشان که من امشب دارم قصه ی روز و شب من سخ...

وای ازین حال پریشان کہ من امشب دارمقصہ ی روز و شب من سختے مخ...

‌امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارموای از این حال پریشان که...

شب که شد، از یک‌جایی به بعد را اگر بیدار ماندی فقط غصه می‌خو...

من اگر مستم اگر هشیارمبنده چشم خوش آن یارمبی خیال رخ آن جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط