{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که تپش های قلبت صدای کوبیدن پتک روی آهن می دهد و سیا

وقتی که تپش های قلبت صدای کوبیدن پتک روی آهن می دهد و سیاه چال های چشمانت با صدای جیر جیر پلک هایت باز می شود می فهمی که متروک شده ای درست همان زمان که تمام حرف های شیرینش مثل گلوله های سربی داغ شقیقه ات را سوراخ می کند ومغزت را طی میکند و متلاشی می کند و در انتهای خطوط کج و معوج پیشانی مچاله ات به گودال های تاریک و بی فروغ چشم هایت راه می یابد و مثل روانه های باروت می سوزاند گونه های تکیده و نامیزانت را.. وقتی برای...
دیدگاه ها (۳)

تمام من در ناتمام دیگری به خواب رفته.. روزهای بی خاطره: اح...

هیچ انتظاری شیرین نیست.انتظارها شور و شیرین و ترش و گس و ملس...

من یک دل شکسته ام یک دل شکسته دل شکسته ای که در هجوم عشق...

تو نیستی و از یاد برده ای که کسی این دورها بی تو می شکند تو...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر ویرانه‌هایِ دژ؛ تقابلِ موشکِ دشمن و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر ویرانه‌هایِ دژ؛ تقابلِ موشکِ دشمن و ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

dark life = 13

dark life = 30

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط