فیک وقتی نمیدونه دوسش داری پارت

فیک وقتی نمیدونه دوسش داری پارت ۱

سلام من ماری هستم ۱۹ سالم دختر عمو جیمین

سلام من یونجی هستم ۲۰سالم دوست دختر جیمین 😐


سلام من جیمین هستم ۲۴سالم پسر عموی ماری

شخصیت های اصلی =جیمین ماری یونجی

از زبان ماری
نشسته بودم داشتم فیلم نگاه میکردم که مامانم اومد پیشم گفت

مامانم=دختر ما ۲ روز دیگه میخایم بریم ژاپن و ترو نمی‌بریم باشه گفتم که بدونی

ماری=مامان نه منم میام

مامانم=دختر واقعا نمیتونم ببرمت نمیشه 😖

ماری=مامان من میترسم خونه تنهایی لطفا منم ببرید (عررررررررر)🥺

مامانم=از چی می‌ترسی اخههههههههه

ماری =خوب مامان به یکی بگو بیاد پیش من بمونه لطفا 😐

مامانم=اخه هیچ کسو نداریم بجز جیمین

ماری=تو زهنش) اع من رو جیمین کراش دارم اگه بیاد اینجا میتونم مخشو بزنم هعی🔪🥲

مامانم=ماری به چی فکر میکنی به جیمین بگم

ماری=اره بگو🥲

مامانم=باشه بزار زنگ بزنم

داره بوق میخوره 🤏

جیمین=الو

مامانم= سلام جیمین میخام یه چیزی بهت بگم

جیمین=بگو

مامانم=ما برای چند روز میریم سفر تو میتونی پیش ماری بمونی تنها نمیمونه هرکاری میکنم

جیمین=اخه من نمیتونم

مامانم=خاهش میکنم واقعا هیچ کس نیست بزارمش پیشش

جیمین=هعی باشه🥴

زود لایک کنید پارت بعدیش رو بزارم 🙂🔪
دیدگاه ها (۱۰)

فیک وقتی نمیدونه دوسش داری پارت ۲مامانم=بیا خوب شد زنگ زدم ج...

🥲🥲

بچه ها بگید فیک رو از کی بزارم 🥲

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕عشق مافیاویو بورام یه نفر اومد دنبالم که ببرتم تو عمار...

پارت سیزدهمخب دیگه برم سالن بینیم مامانم امادس مامانم :ماری ...

پارت پنجاهو هشتلنا**دیگه برگشتیم ع مهمونی فقط خودشون موندن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط