{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ دیگر نمی توانم پنهانت کنم

‍ دیگر نمی توانم پنهانت کنم
از درخشش نوشته هایم می فهمند
برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم
شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم
نشان بوسه ی تو را پیدا می کنند

چگونه می خواهی
قصه ی عاشقانه مان را
از حافظه ی گنجشکان پاک کنی
و قانعشان کنی
که خاطراتشان را منتشر نکنند !؟
دیدگاه ها (۱۱)

همیشه دوستت داشتماز همان روز اول انگار برایم آشنایی بودیهمیش...

امـشـبـــــــمیخـاهم "عشــق" باشدولبخنـدی ڪههدیـه لبهــایِ ت...

ﺗﻮ ﺭا ﻣﻴﺒﻮﻳﻢﺗﻨﻢتشنه ی لمس دست های تو نم چشم هایمبی‌تاب بوسه ...

و من جاییهمین نزدیکی هابه دوست داشتنت مشغولمعمیقاَبدیامنیتی ...

نزار قبانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط