{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین جاست کنار همین ثانیه های مردد. نزدیک تلاقی بغض و اشک

همین جاست کنار همین ثانیه های مردد. نزدیک تلاقی بغض و اشک . محرم همین جاست. و من میدانم که اگر هزار شب هم بیاید و برود این شب ها برای فرصت بغض است و عاشقانگی. در سوگ نشستنم نه از سر عادت که از سر عبادت است. با من بیا که این تازه آغاز راه است و این راه را پایانی نیست.

احسان کرمی
دیدگاه ها (۱)

پشت پنجره ی باران، لحظه ها را نخ می کشم تا فردا بیاید. فردا ...

درین کشاکش سرما و بی اجاقی منبیا به خلوت شبهای بی چراغی منبه...

خورشید در خون. باز ، آب ،سرخ. خاک، سرخ. آسمان ،سرخ! ابر ،سیا...

سکوت می کنم و حرفی برای گفتن ندارم حرفهایم ته کشیده ! در هوا...

باز هم دست هایش را بلند کرد سپس نیز دو طرف گونه هایش قرار گذ...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط