یک روز میرسد

یک روز می‌رسد ...

که دیگر جایی نیست ...

تا از خودت ...

به آن فرار کنی ...

چمدانت را باز می‌کنی ...

کنار یکی از همین دیوارها ...

اتراق می‌کنی ...

کنار یکی از همین ...

رنجهای کهنه ...

یکی از همین ...

زخمهای قدیمی ...

می‌نشینی ...

و پایت را ...

در رودخانه‌ای می‌کنی ...

که سالهاست ...

از تو گذشته ...

رودخانه‌ی بی خانه‌ای ...

که دیگر هرگز ...

رود نمی‌شود ...

و رودی که هرگز دیگر تکرار...
دیدگاه ها (۴۰)

همیشه هم قافیه بوده اند ..."ســـ ــــــیب " ...و " فریـــــ ...

میگنـــــ آرامِشــــ یَعنیــــ...هَـر وقتـــــ قَهـــر کنیــ...

دوستی ،که همیشه ...موقع دست دادن خداحافظی ...آن لحظه ی ...قب...

هر آدمی توی زندگیش ...یک " تو " دارد ...که گاه گداری توی ذهن...

دختری ۱۰ ساله در رودخانه غرق شد 😭💔که یکی از اقوام ما می شد ...

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

📚 #داســـتانڪیک پیرزن دو کوزه‌ی آب داشت که آنها را آویزان بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط