بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول :
ذهن انسان دائم در حال فعالیت است و در حین فعالیت، دائماً متوجه این چیز و آن چیز میشود، و اگر روی هر چیزی تأمل، تمرکز و فکر کند، حتماً سؤالات بسیاری برایش پدید میآید.
هم چنین قلب انسان که محل فهم و بالتبع باور، ایمان و یقین اوست، مکرر ورودی و خروجی دارد. مشهوداتی درظاهر دارد و مشهوداتی در باطن، اوصافی از هر کدام را نیز میبیند و یا میشنود که برخی را باور میکند و برخی دیگر را باور نمیکند.
از اینها که بگذریم،دوست داشتن یا دوست نداشتن = بد آمدن حبّ و بغض که آن هم در قلب و جان آدمی واقع میشود، مقوله مستقلی است. چه بسا انسان راجع به چیزی صدها و هزاران سؤال داشته باشد، ما آن را دوست داشته باشد؛یا حتی چیزی وجود خارجی نداشته باشد مثل اوهام، اما انسان آن را دوست داشته باشد. درست مثل رد شدن از یک بازار بزرگ با فروشگاهها متنوع و انواع و اقسام کالاها و رنگها، تبلیغات راست و دروغ و محاسبه هاست؛ برخی را می بیند و یا حتی نمی بیند، باور میکند و یا باور نمیکند، اما دوست دارد و از برخی دیگر بدش میآید! و اتفاقاً تکلیف نهایی را همین بخش تعیین میکند.
حال درمورد هر کدام مثالی بیاوریم:
پرسش - سؤال : سؤال فرشتگان وقتی خداوند متعال به فرشتگان فرمود که می خواهم خلیفه خود را روی زمین قرار دهم؛، آنها گویی اصلاً نفهمیدند که مسئله مهم خلیفة الله است، نه جایی که او قرار می گیرد! لذا به جای آن که راجع به خلیفه سؤال کنند، راجع به جایگاهش سؤال کردند که چرا زمین؛درحالی که زمین محل خونریزی و فساد است؟! و گویی چون پاسخ سؤال آنها چرا زمین؟ مستلزم به شناخت خلیفة الله بود و آنها نه می شناختند و نه سؤالی داشتند، خداوند علیم نیز اصلاً به سؤال آنها پاسخ نداد و فرمود: من میدانم آن چه را شما نمی دانید : وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ - به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت:من در روی زمین، جانشینی نماینده ای قرار خواهم داد.فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟! زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است، ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و تو را تقدیس می کنیم.(ادامه دارد...)
قسمت اول :
ذهن انسان دائم در حال فعالیت است و در حین فعالیت، دائماً متوجه این چیز و آن چیز میشود، و اگر روی هر چیزی تأمل، تمرکز و فکر کند، حتماً سؤالات بسیاری برایش پدید میآید.
هم چنین قلب انسان که محل فهم و بالتبع باور، ایمان و یقین اوست، مکرر ورودی و خروجی دارد. مشهوداتی درظاهر دارد و مشهوداتی در باطن، اوصافی از هر کدام را نیز میبیند و یا میشنود که برخی را باور میکند و برخی دیگر را باور نمیکند.
از اینها که بگذریم،دوست داشتن یا دوست نداشتن = بد آمدن حبّ و بغض که آن هم در قلب و جان آدمی واقع میشود، مقوله مستقلی است. چه بسا انسان راجع به چیزی صدها و هزاران سؤال داشته باشد، ما آن را دوست داشته باشد؛یا حتی چیزی وجود خارجی نداشته باشد مثل اوهام، اما انسان آن را دوست داشته باشد. درست مثل رد شدن از یک بازار بزرگ با فروشگاهها متنوع و انواع و اقسام کالاها و رنگها، تبلیغات راست و دروغ و محاسبه هاست؛ برخی را می بیند و یا حتی نمی بیند، باور میکند و یا باور نمیکند، اما دوست دارد و از برخی دیگر بدش میآید! و اتفاقاً تکلیف نهایی را همین بخش تعیین میکند.
حال درمورد هر کدام مثالی بیاوریم:
پرسش - سؤال : سؤال فرشتگان وقتی خداوند متعال به فرشتگان فرمود که می خواهم خلیفه خود را روی زمین قرار دهم؛، آنها گویی اصلاً نفهمیدند که مسئله مهم خلیفة الله است، نه جایی که او قرار می گیرد! لذا به جای آن که راجع به خلیفه سؤال کنند، راجع به جایگاهش سؤال کردند که چرا زمین؛درحالی که زمین محل خونریزی و فساد است؟! و گویی چون پاسخ سؤال آنها چرا زمین؟ مستلزم به شناخت خلیفة الله بود و آنها نه می شناختند و نه سؤالی داشتند، خداوند علیم نیز اصلاً به سؤال آنها پاسخ نداد و فرمود: من میدانم آن چه را شما نمی دانید : وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ - به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت:من در روی زمین، جانشینی نماینده ای قرار خواهم داد.فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟! زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است، ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و تو را تقدیس می کنیم.(ادامه دارد...)
- ۱۸۳
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط