بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سوم :
خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟! عرض کرد: آری، ولی میخواهم قلبم آرامش یابد. فرمود: در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را پس از ذبح کردن، قطعه قطعه کن و در هم بیامیز! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد.(سوره بقره آیه 260)
دوست داشتن یا نداشتن :این ابلیس لعین، در مورد خلقت خلیفة الله آدم صفوة الله علیه السلام و نیز جایگاه او در زمین، هیچ سؤالی نداشت. از یک سو برایش مهم نبود که آدم دارای چه ویژگیها و وجوه تمایزی با او و دیگران است؟ و از سوی دیگر خودش در زمین زندگی کرده بود و مانند فرشتگان نیز عاری از نفس نبود، لذا به مسئله فساد، پوسیدگی، تباهی و تنازع بقا در زمین که سبب خونریزی میشود و نیز به صورت علمی، عینی و شهودی آگاه بود.
تکبر و خودبزرگبینی ابلیس رجیم، آن هم در محضر خداوند سبحان، سبب گردید تا او از مرز خود دوستی بگذرد و به خود پرستی برسد! لذا بدون هیچگونه سؤالی برای دانستن، یا حتی سؤال اعتراضی، عصیان و تمرد کرد
اما سفیه بود؛ لذا تکبر و خودبزرگ بینی ابلیس رجیم، آن هم در محضر خداوند سبحان، سبب گردید تا او از مرز خود دوستی بگذرد و به خود پرستی برسد! لذا بدون هیچگونه سؤالی برای دانستن، یا حتی سؤال اعتراضی، عصیان و تمرد کرد. پس نه تنها از مقام خود هبوط یافت، بلکه برای همیشه ملعون دور از رحمت الهی گردید.
به این کوفیان و شامیان در فاجعه کربلا نگاه کنید! هیچ سؤالی نداشتند، میلی به دانستن هم نداشتند و اساساً آن چه را برای انصراف از این تصمیم هولناک و ظالمانه لازم بود میدانستند! چنان که در عین حال سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام با زبان منطق، زبان وحی، زبان وجدان و بالاخره نمایش ظاهر و لباس و عمامه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، با آنان اتمام حجت نمودند، اما آنها گفتند: همه اینها را خودمان میدانیم؛ اما تصمیم گرفتهایم که تو را بکشیم! علت اصلی را نیز عدم بیعت یا نگفتند، بلکه گفتند: لبُغضَ ابیک، به خاطر بغضی که از پدرت داریم!
نقش دوست داشتن : آدمی خیلی چیزها را میشناسد که راجع به آنها سؤالات بسیاری دارد. مثل این که سیارات گوناگون در آسمان و یا موجودات متفاوت در زمین را می شناسد، به علومی نیز دست یافته است، اما هنوز سؤال های بسیاری برایش باقی مانده است.و همین طور بسیاری از چیزها را نمی شناسد،(ادامه دارد...)
قسمت سوم :
خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟! عرض کرد: آری، ولی میخواهم قلبم آرامش یابد. فرمود: در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را پس از ذبح کردن، قطعه قطعه کن و در هم بیامیز! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد.(سوره بقره آیه 260)
دوست داشتن یا نداشتن :این ابلیس لعین، در مورد خلقت خلیفة الله آدم صفوة الله علیه السلام و نیز جایگاه او در زمین، هیچ سؤالی نداشت. از یک سو برایش مهم نبود که آدم دارای چه ویژگیها و وجوه تمایزی با او و دیگران است؟ و از سوی دیگر خودش در زمین زندگی کرده بود و مانند فرشتگان نیز عاری از نفس نبود، لذا به مسئله فساد، پوسیدگی، تباهی و تنازع بقا در زمین که سبب خونریزی میشود و نیز به صورت علمی، عینی و شهودی آگاه بود.
تکبر و خودبزرگبینی ابلیس رجیم، آن هم در محضر خداوند سبحان، سبب گردید تا او از مرز خود دوستی بگذرد و به خود پرستی برسد! لذا بدون هیچگونه سؤالی برای دانستن، یا حتی سؤال اعتراضی، عصیان و تمرد کرد
اما سفیه بود؛ لذا تکبر و خودبزرگ بینی ابلیس رجیم، آن هم در محضر خداوند سبحان، سبب گردید تا او از مرز خود دوستی بگذرد و به خود پرستی برسد! لذا بدون هیچگونه سؤالی برای دانستن، یا حتی سؤال اعتراضی، عصیان و تمرد کرد. پس نه تنها از مقام خود هبوط یافت، بلکه برای همیشه ملعون دور از رحمت الهی گردید.
به این کوفیان و شامیان در فاجعه کربلا نگاه کنید! هیچ سؤالی نداشتند، میلی به دانستن هم نداشتند و اساساً آن چه را برای انصراف از این تصمیم هولناک و ظالمانه لازم بود میدانستند! چنان که در عین حال سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام با زبان منطق، زبان وحی، زبان وجدان و بالاخره نمایش ظاهر و لباس و عمامه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، با آنان اتمام حجت نمودند، اما آنها گفتند: همه اینها را خودمان میدانیم؛ اما تصمیم گرفتهایم که تو را بکشیم! علت اصلی را نیز عدم بیعت یا نگفتند، بلکه گفتند: لبُغضَ ابیک، به خاطر بغضی که از پدرت داریم!
نقش دوست داشتن : آدمی خیلی چیزها را میشناسد که راجع به آنها سؤالات بسیاری دارد. مثل این که سیارات گوناگون در آسمان و یا موجودات متفاوت در زمین را می شناسد، به علومی نیز دست یافته است، اما هنوز سؤال های بسیاری برایش باقی مانده است.و همین طور بسیاری از چیزها را نمی شناسد،(ادامه دارد...)
- ۲۶۱
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط