{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۶۳ فصل 《دوم پارت ۲۲》
اونها شروع کردن تا نقشه ی بکی عملی کنن
دامیان:هی امیل و ایون بیاین این دوتارو ببرین زندان
ایون و امیل : بله آلی جناب
نقشه ی بکی :
دستور عمل دوم : برکنار شدن دامیان از امپراطوری و جانشین شدن دمیتریوس بجای او 《هدف برگشت به زمان حال و درست کردن اینده》
انیا و بکی تو زندان با لباس های پاره
انیا:، حالا باید جیکار کنیم ؟
بکی:صبر انیا صبر
وید دامیان : 《دم در زندان 》"جایی که انیا بکی فقط زندانین}
دامیان:کامیلا و شارون و میلی من میخوام برم توی جای ممنوعه بابام
میلی:ولی اونجا خطرناکه
کامیلا : درسته همین الانشم به لطف شما که به امپراطور بخاطر اون قضیه هیجی نمیگین لطف کردین و خطر تحدیدتون کرد اما این دفعه نمیزارم
شارون: درسته امپراطور هیجی از اون قضیه نمیدونن
دامیان:اگه من و اونجا نبرین به بابام میگم
کامیلا:ولی آلی جناب
دامیان:برام بر کناری مهم نیست مهم اینه که بفهمم امپراطور این کشور جی رو از مردمم و کشورم قایم میکنه
انیا به بکی:واو بسر دوم جقدر شجاعه
بکی :جی بیخیال بابا این ها همش نمایشه برای این که برگر دیم به زمان حال ولی ببینم نکنه دوسش داری ها؟
انیا : امم خب انیا بابایی دوست داره مامانی دوست داره بادوم زمینی و انیمه و باند و دوست داره ولی بسر دوم《ضربدر》نه نداره نه نداره
بکی: اع وا ولی همین الان جذبش شدی
انیا : جذب؟
بکی:زکی
کامیلا :ب...باشه البته اگه تنبیه نشیم
اون ۴ نفر رفتن به جای ممنوعه 《همون ازمایشگاه 》
اون ازمایشگاه شبیه کتاب خونه بود
کامیلا :آ..آلی ج...جناب اینجا جقدر.. جقدر ترس..س..سناکه
میلی:ترسناک هه وحشتناکهه
شارون :آره خیلی《ریلکس این حرف و زد
دامیان :هه آره. دامیان به سمت جعبه مشکوک رفت
شارون و کامیلا و میلی:آلی جناب ما بریممم
دامیان :برین بابا برای خودتون دردسر نسازین
اون سه تا :و..ولی
دامیان : برین هرجی شد مقصر منم فقط برین
اون سه تا:ب...بله
اون سه تا ندیمه رفتن
دامیان :خب سرنخ سرنخ آها
دامیان توی جعبه یک نامه بیدا کرد
یکدفعه سیانا حضور بیدا کرد
ساینا:او دامیان دزموند کوچک درست است؟میخواهی به زمان حال برگردی اون نامه ای که بیدا کرده ای را در جیبت نگاه دار
دامیان :هانننن؟!تو مارو به اینجا فرستادییی؟!
سیانا:بله شما قراره برگردین من هم با شما برمیگردم
دامیان :ولی تو جرا از ۱۳ ساله نشدی ۷ ساله؟ولی من و بکی و اون صورتی ۷ سالمون شده؟
سیاما:بزودی خواهید فهمید و من و شما و ملکه ی مقدس و دختر نخست وزیر و شما آلی جناب اول 《بخاطر برکنار شدن》برمیگردیم به زمان حال
دامیان :ولی دیترس جی؟
سیانا:دیترس دیر تر شما خواهد آمد او هنوز به دنیا نیامده
دامیان:ببینم جریان ملکه ی مقدس دیگه
چیه؟
سیاما:بزودی جواب تمام این اتفاقات و گذشته ی الهی بیان می‌کند
دامیان:یعنی گذشته ی الهی کیه ؟دمیتریوس امپراطور میشه ومنم برکنار البته جطوری من هم اینجام و هم اونجا؟!
سیانا:نام نشان های شما بر اساسنامه خانوادگی اتفاق میوفتد در خانواده ی دزموند ها جند دهمیان وجود دارد و تو در اینجا دامیان اول و در آنجا دامیان آخر هستی
دامیان :هوم؟؟
سیانا :خلاصه مواظب باشید
بعد سیانا یک دفعه غیب شد
امپراطور داناوان سر رسید
داناوان:تو اینجا جه کاز میکنی بسرم ؟
دامیان:اممم من اینجا من اومدم که بر کنار بشم و برادرم دمیتریوس اممم جانشین من بشه به همبن دلیل گفتم کار خلاف کنم
داناوان:بس جرا به من نگفتی بسرم ؟
دامیان :اع خب من بر کنار میشم
داناوان:اگر این و میخواهی باشه
دامیان توی دلش:ایول
داناوان:اما......





ببخشید اگه کم بود دیگهه 🗿دستم شیکست
دیدگاه ها (۱۳)

کله پوک صورتی✨️ پارت ۶۴ 《فصل دوم پارت ۲۳ 》داناوان:اما پسرم ا...

تشکرررر😂

کله پوک صورتی✨️پارت ۶۲《فصل دوم پارت ۲۱》دامیان با کمک مشت انی...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۶۱《 فصل دوم پارت ۲۰ 》تعیین‌کننده: و بعد...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۵۳《فصل دوم پارت ۱۱》خانه ی دزموند ها شام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط