{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bd d

Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ⁶

وقتی لباسش را بالا زد ، کمر باریک و شکم سفید و پنبه ای اش نمایان شد .

بدنش با وجود زخم ها هنوز هم زیبا و خیره کننده بود ، دلش میخواست بازوانش را دور آن کمر باریک حلقه کند و آنقدر آن زخم ها را ببوسد که از بین بروند .

سریع افکارش را کنار زد و مشغول پانسمان کردن زخم ها شد .

جونگکوک به تهیونگ نگاه کرد که با تمرکز و ظرافت زخم ها را پانسمان میکرد ، چهره سرد تهیونگ حالا کاملا متمرکز بود و ابروهایش کمی درهم رفته بود .

به دستان بزرگ تهیونگ نگاه کرد که با نرمی روی پوستش حرکت می‌کرد ، نگاهش به بازوان عضلانی تهیونگ رسید .

بازوان عضلانی و رگ دارش باعث شد گونه های جونگکوک کمی سرخ شود .

سریع نگاهش را دزدید و به گوشه ای خیره شد هرچند نمی‌توانست از فکر کردن به آن بازو های عضلانی دست بردارد اما سعی کرد سورت سرخش را از دید تهیونگ مخفی نگه دارد .

تهیونگ بعد از تموم کردن پانسمان ها چسب زخم فانتزی با طرح خرگوش را روی یکی از زخم های سطحی جونگکوک زد .

+ این دیگه برای چیه ؟
با گیجی پرسید و به تهیونگ نگاه کرد

_ خب....‌آجوما گفت این چسبه زخمه خیلی خوشگله و ممکنه خوشت بیاد ، برای همین دادش به من و گفت بهت بدمش .
با سردی و به دروغ گفت

در حقیقت وقتی داشت از توی جعبه کمک های اولیه باند برمیداشت اون چسب زخم رو پیدا کرد و با دیدن خرگوش های روش یاد جونگکوک افتاد پس...تصمیم گرفت اون چسب زخم و بده به جونگکوک
جونگکوک : م...منون

ناخودآگاه لبخند کمرنگی روی لب هاش نشست ولی سریع جمعش کرد و از روی تخت بلند شد و سینی غذا رو از روی پاتختی برداشت
_ بیا یکم غذا بخور ، گشنته مگه نه؟
+ م...ممنون

.....ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁷سینی را از تهیونگ گرفت و بعد از رفتن تهیونگ ...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁵بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁴بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

بیوگرافی ها :اسم : کیم تهیونگ بزرگترین و بی رحم ترین مافیای ...

شکلات تلخ من 🍫(p22)در اتاق رو زدن جونگکوک بلند شد ببینه کی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط