{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bd d

Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ⁷

سینی را از تهیونگ گرفت و بعد از رفتن تهیونگ آرام مشغول خوردن شد .

تهیونگ به اتاق کارش رفت و مشغول انجام کارهایش بود که گوشیش زنگ خورد و اسم jimin روی صفحه آمد .

با سردی جواب داد
_ چیه ؟
+ واقعا خیلی بد اخلاقی ، چرا یه بار مث آدم بهم سلام نمیکنی ؟
_ سرم شلوغه کارتو بگو

جیمین آهی کشید
+ برای مهمونی امشب دختر جور کردی ؟
_ مهمونی ؟
* یادت رفته ؟ مهمونی مافیایی بابات دیگه

تهیونگ با شوک از جایش بلند شد
_ الان داری اینو بهم یادآوری میکنی؟ من الان دختر از کجام دربیارم ؟

+ واقعا یادت رفته بود ؟ الان میخوای جلوی بابات و اون همه مافیا کیو به عنوان دوست دخترت معرفی کنی ؟ میدونی که اگه تنها بری تو مهمونی بابات حسابی عصبانی میشه .

_ خودم می‌دونم ، تو کسیو سراغ نداری ؟
+ نه

ناگهان با فکری که به سرش زد مکث کرد
_ خودم یکیو پیدا کردم ، الان باید برم تو مهمونی میبینمت
+ هی صبر ک....

بی اهمیت به حرف جیمین تلفن رو قطع کرد و به سمت اتاق جونگکوک رفت .

جونگکوک کنار پنجره ایستاده بود و به منظره بیرون خیره شده بود و با صدای باز شدن در به از افکارش بیرون آمد و به سمت در برگشت .
....ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁶وقتی لباسش را بالا زد ، کمر باریک و شکم سفید...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁵بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

dangers love (pt 8)جیمین به نزدیکای کلوپ رسید،با تعجبی بسیا...

Bₐₙd ₐᵢdₚₐᵣₜ : ⁴بعد از رفتن تهیونگ ، دستش را روی قلبش که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط