{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره ازمایشگاه

شماره ۷ ازمایشگاه

فصل ۲ پارت ۶

رسیدن مدرسه و پیاده شدن.

موقع عبور از سالن همه نگاها روشون بود و همه داشتن پچ پچ میکردن ولی انیا و دامیان اهمیت نمیدادن!

رفتن داخل کلاس و نشستن سرجاشون که بکی گفت:
سلام انیا چان!

انیا:سلام بکی!

بکی :میبینم دیگه داری با دامیان میای و میری مدرسه🤭😏

انیا:چی بگم والا😐

استاد هندرسون وارد میشه و درس میده و زنگ میخوره .

زنگ اخر،خانه ی فورجر ها

انیا:سلام،انیا اومد!

یور:سلام انیا جان خیلی دلم برات تنگ شده بود!

بعدش انیا رو محکم بغل کرد.

بعد چند مین از هم جدا شدن که انیا پرسید:بابا کجاست؟

یور: دیشب رفت گفتش رفته خارج از کشور مسافرت کاری!

انیا در ذهن{من میدونم که برا جاسوس بازی رفته}

یور:بیا عزیزم ناهار ماکارونی پختم!

انیا:اخجون!

ویو دامیان،خانه ی دزموند ها

اوففففف،،حوصلم سر رفته!!دلم میخواد کرم بریزم ولی رو کی؟!

رو پدر و مادر نمیشه!
دمیتریوس هم روانیه باید بره تیمارستان !

اوووف چیکار کنم؟چیکار نکنم؟
(این بدبخت خیلی بیکاره)


شرطارو کم می‌زارم
۶تا لایک
۵تا کامنت

آخی من چقدر مهربونم💖🥺🙃😘
دیدگاه ها (۱۰)

انیمه خانواده جاسوسخانواده فرجر

A WOMAN

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۲ پارت ۵ویو دامیان،صبحاز خواب پاشدم و ر...

شماره ی ۷ ازمایشگاهفصل۲ پارت۳دامیان عصبی از سرجاش بلند شد و ...

ستاره دنباله دار پارت:۶

کله پوک صورتی✨️ پارت ۹دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط