{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت؟

عشق یا نفرت؟
(تابع قوانین ویسگون)
P⁵¹
*بعد از غذا دوییدم توی اتاق،صدای قدمای یکی میومد،در باز شد*
جونگکوک:مطمئنی خوبی؟
ا/ت:اگ..اگر ی چیزی بپرسم راستش رو میگی؟
جونگکوک:اره
ا/ت:
*روی تخت نشستم،اونم اومد کنارم نشست،دستش رو روی شونم گذاشت*
جونگکوک:چیشده؟
ا/ت:وقتی قتل لارا اتفاق افتاد و من رفتم خونه الا،اون شب تو و جونیور هم بودید..به جونیور چی گفتی؟
جونگکوک:چیزی نگفتم..
ا/ت:جونیور خودش گف دعواتون شد..الا هم تایید کرد..
جونگکوک:ا/ت..این موضوعات به تو ربطی نداره..بیشتر از این ادامه نده..
ا/ت:منظورت چیه؟جونیور دوست منه و تو شوهر منی..من باید بدونم چی شده..
جونگکوک:ا/ت..لازم نیس بدونی..
ا/ت:چی رو مخفی میکنی؟
جونگکوک:گفتم لازم نیس بدونی..دیگه رو مخم راه نرو..
ا/ت:چرا؟مگه چیکار کردی؟زدیش؟نکنه خوردی میترسی بگی؟
جونگکوک:ا/ت...(عصبی)
ا/ت:چیه؟میخوای باز بگی بس کن؟چرا بس کنم؟برای چی دعوا کردید؟
جونگکوک:بسه دیگه(سیلی)
ا/ت:به چه حقی منو میزنی؟(داد،مشت)
جونگکوک:کاری نکن دهنت رو سرویس کنم(داد)
ا/ت:میخوای چی کار کنی؟(داد)
جونگکوک:عصبیم کنی همون کاری که با جونیور کردم رو با تو میکنم..
ا/ت:باشه..انجامش بده..اما قبلش مطمئن شو..
جونگکوک:از چی مطمئن شم؟
ا/ت:از اینکه ترکت نمیکنم
جونگکوک:(خفم میکنه)خانم جئون..تو نمیتونی منو ترک کنی..تو دختر عموی منی..و البته همسر من..
ا/ت:و...ولم کن(منو من)
جونگکوک:بار اخرت باشه گوه اضافی میخوری..
جونگکوک:فهمیدی؟(داد و محکم)
ا/تت:ا..اوهوم(بنفش شدم)
جونگکوک:خوبه
*با قدم های اروم و مرموزانه از اتاق رفت بیرون،بغضم ترکید،بزور نفس میکشیدم،دلم اب میخواست،سرفه های خشک میکردم*

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۹)

#ناشناس

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵² (کره=ساعت 10:22 AM) *ص...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁰(کره=ساعت 10:16 PM) *تو...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁹(کره=ساعت 10:13 PM) ☆:ا...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 36ویوی ا. تجونگکوک ماشین رو با...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط