{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی سخته با رگ بریده بنویسی:

خیلی سخته با رگ بریده بنویسی:

از لکه های خون روی کاغذ هم نترس...!
ترس نداره که خون...!
امشب هر چی زنگ زدم گوشیتو جواب ندادی...
میخواستم بگم میخواستم بگم،
یادته اون روزا که تازه آشنا شده بودیم بغلت کردم...
درگوشت گفتم من زود وابسته میشم اگه یه روزی خدای نکرده...
حرفمو قطع کردی و دست کشیدی رو ابروهام گفتی تا تهش هستم ته تهش...
بعد دو تایی با هم خندیدیم...!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کرد و رفت...
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمای اخموت بهم چشم غره رفتی گفتی:
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها...؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تو رو از دست بدم بری میزنم..
قید همچی رو میزنم...
آخ دیگه دستم توان نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهش هستم من الان ته تهم تو کجایی...؟!
دیدگاه ها (۲)

رفتیم غار علی صدربه رفیقم خفاش نشون دادم میگه وای خفاشه! میگ...

کمان دار و زره پوشیده در خاکهزاران جمجمه پوسیده در خاکمنم یک...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را حالا که دری هست مرا بال و پری نی...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ15کوک:سعی میکنم قبولش کنم حالا میشه بری ب...

پارت ۲

پارت۴۶

شب التیام.

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط