{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از يه ديوونه مي پرسن چي شد ديوونه شدي ؟

از يه ديوونه مي پرسن چي شد ديوونه شدي ؟

مي گه ..

راستش من يه زن گرفتم كه يه دختر ١٨ساله داشت .

دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد .

دختر زن من پسري زاييد كه داداش من و نوه زن من بود پس من پدر بزرگ داداشم شدم .

زن من پسري زاييد كه زن پدرم خواهر ناتني پسرم ومادر بزرگ اون شد پس پسرم داداش مادربزرگش بود ومن خواهر زاده پسرم شدم
دیدگاه ها (۱)

من در جمع دانش اموزان مدارس. نمیگم داشتم چیکار میکردم :| سال...

اون دسته از کسانی که میرن فیس بوک عکس میگیرن میذارن ویس که ا...

شعر پدربزرگم دروصف من :| این مصطفی ز شاخه گل با صفا تر است ا...

تابستان . شمال . روستای قلعه قافه . عکس رو زوم کنید متوجه می...

مهمونی پارت ۱

(پارت چهارم)to mal mani (فردا ساعت 11) ویو الیزابت*با آلارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط