{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از #غزل هایش کمی، از #بوسه هایش اندکی

از #غزل هایش کمی، از #بوسه هایش اندکی
ای لب خوشبخت من! قند مکرّر می‌مکی

این درختِ گل که من در خانه دارم ناقص است
کاملش باید کنند این بازوان پیچکی

آن‌چنان شعری بگویم در هوای عشق تو
تا که یار مهربان آید به یاد رودکی

می‌روم هر روز با این شیطنت‌های ملیح
دست در دست تو تا رنگین‌کمان کودکی

در کنار من نشین در ساحل زاینده‌رود
تا تماشایی شوند این ماهیان پولکی

در کنارم باش بعد از چند روزی می رسد
روزهای خستگی ها، خواب های بختکی
دیدگاه ها (۳)

#از_غزل‌هایش_کمی_از_بوسه‌هایش_اندکی ای لب خوشبخت من! قند مکر...

از غزل هایش کمی، از بوسه هایش اندکیای لب خوشبخت من! قند مکرر...

شعری از یغمای جان(یغما گلرویی)در وصف ماهیان دست بسته"غواصان"...

سر به جنگل می‌گذارد آسمان از دست عشقتتا که پشتش خم شود رنگین...

سر به جنگل می‌گذارد آسمان از دست عشقتتا که پشتش خم شود رنگین...

سر به جنگل میگذارد آسمان از دست عشقتتا که پشتش خم شود رنگین ...

سر به جنگل میگذارد آسمان از دست ِ عشقتتا که پشتش خم شود رنگی...

سر به جنگل میگذارد آسمان از دست عشقت تا که پشتش خم شود رنگین...

محمد حسن مرتجا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط