{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف می کنم دیروز تو خیابون مثل ناشنوایان بایه نفر حرف

اعتراف می کنم دیروز تو خیابون مثل ناشنوایان بایه نفر حرف زدم؛بنده خدا هی می گفت چی میگی؟؟؟؟ نمی فهمم. بعد یه ربع گفتم برای اون درخت یه دست تکون بده؛دوربین مخفیه!!! بیچاره کلی برای اون درخت دست تکون داد*
دیدگاه ها (۲)

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

فقط امروز یادشون میافته که ما وجود داریم

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹³ویو: جونگ‌کوکداخل ماشین نشسته بو...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

لبخند قاتلپارت³⁵ویو سلینتمام شب فقط به اون دو پیام فکر می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط