{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت 12

ویو دانشگاه
ساعت 6:30 صبح --

(دفتر مدیر)  •~• 
《جونگ کوک داره دنبال فیلم دوربین ها میگرده تا قبل از رسیدن آقای هان اونارو پاک کنه》
جونگ کوک : حداقل انقدر ضایع دم در واینسا
تهیونگ : اگه یه وقت اومد میخوای چیکار کنی
جونگ کوک : هیچی نهایتش از پنجره در میرم
تهیونگ : انگار بیشتر عاشق پنجره‌ای تا من
(تهیونگ با کاغذ مچاله شده‌ای که بهش برخورد کرد ساکت شد)
جونگ کوک : چرت و پرت نگو
تهیونگ : هومم چشم ارباب .
جونگ کوک : پس چرا پیداش نمیکنمممم
تهیونگ : اععع سلام آقای هان !!
جونگ کوک : وای خاک به گورم 《سریع از جاش بلند شد و خواست از دفتر خارج بشه . که با صدای تهیونگ سرجاش ایستاد》
تهیونگ :  نترس وانیل کوچولو . هیچ کس اینجا نیست
جونگ کوک : هعیییی . تاحالا بهت گفتم ازت متنفرم
تهیونگ : آره هزار بار
جونگ کوک : ته !!
تهیونگ : چی شد ؟
جونگ کوک : پیداش کردم !!!!
تهیونگ‌ : اععع خب زودتر پاکش کن ..
《جونگ کوک سریعا فیلم رو پاک کرد . و خب اون فیلمه هم هست و نیست شد . و بدون اینکه کسی بفهمه از دفتر اومدن بیرون و رفتن تو کلاس》

ویو کلاس :
--ساعت 7:00 صبح--
《همه سر جای خودشون نشسته بودن . حتی تهکوک کنار هم نشسته بودن . برخلاف چند روز پیش الان آروم بودن . فیلمارو پاک کردن و هیچ کس از رابطه شون خبر نداره . همه چی خوبه . و الانم استاد اومده سره کلاسشون》
استاد : بچه ها وسایلاتون رو بزارید کنار برید تو سالن ورزشی
جونگ کوک : سالن ورزشی چیزی که اونجا نیست ؟ 
تهیونگ : من که یادم نمیاد
《از سره جاشون پا شدن تا از کلاس خارج بشن جونگ کوک رفت بیرون . اما استاد تهیونگ رو نگه داشت》 ..


ادامه دارد
کامنتا‌ رو ببرین بالا لایک بدردم نمیخوره
دیدگاه ها (۱۰)

دلنشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۱۱ جونگ کوک  ته . من بیشتر ا...

با این عکس بلخره حس میکنم زندگیم رنگ آرامش دیده 😔💔درخواست آب...

دانشگاه وانیلی / فیک تهکوک پارت 10ویو خونه جونگ کوک : تهیونگ...

دانشگاه وانیلی / فیک تهکوک پارت ۷جونگ کوک : اگه قراره از کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط