دانشگاه وانیلی
دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت 13
از سره جاشون پا شدن تا از کلاس خارج بشن جونگ کوک رفت بیرون . اما استاد تهیونگ رو نگه داشت》
استاد : کیم هوا سرده با این لباسا سرما میخوری
تهیونگ : نگران نباشید . چیزی نمیشه
《تهیونگ هم از کلاس خارج شد و به سمت سالن ورزشی رفت . وقتی واردش شد چشمش خورد به سوییرشتی که روی صندلی جاش گذاشته بود . سریع رفت و برش داشت و برگشت پیش کوک》
جونگ کوک : تو گفتی چیزی جا نزاشتی
تهیونگ : حالا چی میشه مگه
جونگ کوک : وای ولش کن بیا یه گوشه بشینیم بهتره
《کوک به سمت صندلیا میرفت که چشمش به یه چیزی روی زمین اوفتاد》
جونگ کوک : حتی شاتش رو اینجا جا گذاشته
تهیونگ : حالا میخواد چی بشه
جونگ کوک : چرا انقدر خونسرد رفتار میکنی . احمق این شات پره . هرکی ببینه میفهمه ازش استفاده نشده . و فقط من و تو اینجا بودیم . هرکی ببینه میفهمه
🗣 : هی جئون اون چیه دستت ؟
کوک : چیزی مهمی نیست
🗣 : جئون نگفته بودی که با کسی تو رابطهای
کوک : خب چون نیستم
🗣 : پس اون شات توی دستت چی میگه تازه پر هم هست
کوک : اینکه ربطی به من نداره . رو زمین بود ورش داشتم . گفتم کسی پاش میره میوفته
🗣 : هی جئون انقدر خالی نبند من که میدونم با کسی تو رابطهای پس چرا انکار میکنی ؟
(این 🗣 زیادی به کوک نزدیک شده بود و مدام ازش سوال میپرسید . تا اینکه با دستی که به شونش خورد که باعث شد برگرده برگشت)
تهیونگ : بهتره برگردی سر جات
🗣 : اوه تویی کیم . امم اون وقت چرا ؟
تهیونگ : چون اگه دقت کنی فقط تویی که وسط سالن داری خوش و بش میکنی
《تهیونگ راست میگفت . فقط اونا وسط سالن بودن. بخاطر همین این 🗣 مجبور شد بره بشینه سره جاش》
ادامه داره
اگه کامنتا بالای 15 تا بشه تا شب یا زودتر دو پارت دیگه هم میذارم
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
فیک تهکوک / پارت 13
از سره جاشون پا شدن تا از کلاس خارج بشن جونگ کوک رفت بیرون . اما استاد تهیونگ رو نگه داشت》
استاد : کیم هوا سرده با این لباسا سرما میخوری
تهیونگ : نگران نباشید . چیزی نمیشه
《تهیونگ هم از کلاس خارج شد و به سمت سالن ورزشی رفت . وقتی واردش شد چشمش خورد به سوییرشتی که روی صندلی جاش گذاشته بود . سریع رفت و برش داشت و برگشت پیش کوک》
جونگ کوک : تو گفتی چیزی جا نزاشتی
تهیونگ : حالا چی میشه مگه
جونگ کوک : وای ولش کن بیا یه گوشه بشینیم بهتره
《کوک به سمت صندلیا میرفت که چشمش به یه چیزی روی زمین اوفتاد》
جونگ کوک : حتی شاتش رو اینجا جا گذاشته
تهیونگ : حالا میخواد چی بشه
جونگ کوک : چرا انقدر خونسرد رفتار میکنی . احمق این شات پره . هرکی ببینه میفهمه ازش استفاده نشده . و فقط من و تو اینجا بودیم . هرکی ببینه میفهمه
🗣 : هی جئون اون چیه دستت ؟
کوک : چیزی مهمی نیست
🗣 : جئون نگفته بودی که با کسی تو رابطهای
کوک : خب چون نیستم
🗣 : پس اون شات توی دستت چی میگه تازه پر هم هست
کوک : اینکه ربطی به من نداره . رو زمین بود ورش داشتم . گفتم کسی پاش میره میوفته
🗣 : هی جئون انقدر خالی نبند من که میدونم با کسی تو رابطهای پس چرا انکار میکنی ؟
(این 🗣 زیادی به کوک نزدیک شده بود و مدام ازش سوال میپرسید . تا اینکه با دستی که به شونش خورد که باعث شد برگرده برگشت)
تهیونگ : بهتره برگردی سر جات
🗣 : اوه تویی کیم . امم اون وقت چرا ؟
تهیونگ : چون اگه دقت کنی فقط تویی که وسط سالن داری خوش و بش میکنی
《تهیونگ راست میگفت . فقط اونا وسط سالن بودن. بخاطر همین این 🗣 مجبور شد بره بشینه سره جاش》
ادامه داره
اگه کامنتا بالای 15 تا بشه تا شب یا زودتر دو پارت دیگه هم میذارم
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۱۹۲
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط