{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین  دیدارمان زیر درخت بید بود زیر باران غم ابری که می

آخرین  دیدارمان زیر درخت بید بود زیر باران غم ابری که می بارید بود / آسمان آبی نبود و آخرین دیدارمان خیس و تیره در حضور غیبت خورشید بود / خام و دلخوش ، خانه ای از خشت باران ساختیم سقفمان هم شاخه بیدی که می لرزید بود / زیر آن باران نشستیم و به جای تر شدن چشم هامان خالی از اشک و پر از امید بود / زیر آن باران شدم غرق دو چشم خیس تو ناجی ام اشکی که از چشمت برون غلطید بود / ناگهان حرفی زدی و این دلم آتش گرفت حرف رفتن آنچه این قلب مرا شورید بود / بعد از آن حرف سیاهت دل دگر جانی نداشتم قصدش هم بعد تو ابری که می گریید بود / آسمان هم بعد آن حرفت دگر آبی نشدجامه تیره دگر چیزی که می پوشید بود دیگر اکنون آن درخت بید تنها مانده است کاش جای حرف رفتن ، حرفت امید بود
دیدگاه ها (۱۵)

عاشقانه های شبنم

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط