تکپارتی — «رازِ جعبهی قرمز» ❤️🔥
تکپارتی — «رازِ جعبهی قرمز» ❤️🔥
بعد از تمرین، ا/ت وارد اتاق شد و یک جعبهی قرمز روی میز دید.
ا/ت: این دیگه چیه؟ 🤨
جین: خوشکله، دست نزن! 😳
ا/ت: چرا؟!
جین: چون... خودمم نمیدونم! 😂
شوگا از گوشه اتاق گفت:
شوگا: پیشی، بازش کن. منم کنجکاوم.
جیهوپ: سانشاینم، صبر کن ببینیم داخلش چیه! 👀
جیمین: موچی کوچولو، شاید یه سورپرایزه.
تهیونگ: بچه کوچولو، من حس خوبی بهش ندارم. 😂
جونگکوک: بچه، من دوربین رو روشن میکنم. این لحظه تاریخی میشه. 😎
ا/ت در جعبه را باز کرد.
داخلش هشت پاکت بود؛ روی هر پاکت اسم یکی از اعضا نوشته شده بود.
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم این یه بازیه.
هرکس پاکت خودش را باز کرد.
داخل پاکتها یک مأموریت بود:
جین: باید بدون خندیدن یک دقیقه جدی بماند.
جین: غیرممکنه! 😂
شوگا: باید برای همه یک آهنگ کوتاه بسازد.
شوگا: چرا من؟ 😐
جیهوپ: باید پنج حرکت رقص عجیب اختراع کند.
جیهوپ: با کمال میل! 😎
جیمین: باید یک لطیفه تعریف کند.
جیمین: این که آسونه! 😂
تهیونگ: باید یک نقاشی عجیب بکشد.
تهیونگ: شاهکار میسازم. 🎨
جونگکوک: باید یک دقیقه نقش مجری را بازی کند.
جونگکوک: آمادهام! 🎤
اما پاکت ا/ت متفاوت بود.
داخلش نوشته بود:
«تو باید همه را مدیریت کنی.»
ا/ت: یعنی من شدم رئیس؟ 😎
نامجون: مکنهی گروه، موفق باشی! 😂
ا/ت یکییکی مأموریتها را اجرا کرد و در نهایت همه از خنده روی زمین افتاده بودند.
جین: خوشکله، قبول دارم... این یکی خیلی خفن بود.
شوگا: پیشی، تو برنده شدی.
جیهوپ: سانشاینم، بهترین قسمت شب بود! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، حالا نوبت جشن گرفتنه!
تهیونگ: بچه کوچولو، موسیقی رو روشن کن!
جونگکوک: بچه، امشب دیگه کسی نمیخوابه! 😂🔥
ا/ت خندید:
ا/ت: باشه... ولی فردا همه خودتون مسئول تمیز کردن این اتاقید! 😈
همه: نههههه! 😂
🔥❤️🔥 پایان ❤️🔥🔥
نویسنده: الیسا ✍️✨
بعد از تمرین، ا/ت وارد اتاق شد و یک جعبهی قرمز روی میز دید.
ا/ت: این دیگه چیه؟ 🤨
جین: خوشکله، دست نزن! 😳
ا/ت: چرا؟!
جین: چون... خودمم نمیدونم! 😂
شوگا از گوشه اتاق گفت:
شوگا: پیشی، بازش کن. منم کنجکاوم.
جیهوپ: سانشاینم، صبر کن ببینیم داخلش چیه! 👀
جیمین: موچی کوچولو، شاید یه سورپرایزه.
تهیونگ: بچه کوچولو، من حس خوبی بهش ندارم. 😂
جونگکوک: بچه، من دوربین رو روشن میکنم. این لحظه تاریخی میشه. 😎
ا/ت در جعبه را باز کرد.
داخلش هشت پاکت بود؛ روی هر پاکت اسم یکی از اعضا نوشته شده بود.
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم این یه بازیه.
هرکس پاکت خودش را باز کرد.
داخل پاکتها یک مأموریت بود:
جین: باید بدون خندیدن یک دقیقه جدی بماند.
جین: غیرممکنه! 😂
شوگا: باید برای همه یک آهنگ کوتاه بسازد.
شوگا: چرا من؟ 😐
جیهوپ: باید پنج حرکت رقص عجیب اختراع کند.
جیهوپ: با کمال میل! 😎
جیمین: باید یک لطیفه تعریف کند.
جیمین: این که آسونه! 😂
تهیونگ: باید یک نقاشی عجیب بکشد.
تهیونگ: شاهکار میسازم. 🎨
جونگکوک: باید یک دقیقه نقش مجری را بازی کند.
جونگکوک: آمادهام! 🎤
اما پاکت ا/ت متفاوت بود.
داخلش نوشته بود:
«تو باید همه را مدیریت کنی.»
ا/ت: یعنی من شدم رئیس؟ 😎
نامجون: مکنهی گروه، موفق باشی! 😂
ا/ت یکییکی مأموریتها را اجرا کرد و در نهایت همه از خنده روی زمین افتاده بودند.
جین: خوشکله، قبول دارم... این یکی خیلی خفن بود.
شوگا: پیشی، تو برنده شدی.
جیهوپ: سانشاینم، بهترین قسمت شب بود! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، حالا نوبت جشن گرفتنه!
تهیونگ: بچه کوچولو، موسیقی رو روشن کن!
جونگکوک: بچه، امشب دیگه کسی نمیخوابه! 😂🔥
ا/ت خندید:
ا/ت: باشه... ولی فردا همه خودتون مسئول تمیز کردن این اتاقید! 😈
همه: نههههه! 😂
🔥❤️🔥 پایان ❤️🔥🔥
نویسنده: الیسا ✍️✨
- ۲۷۲
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط