{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشــت این بغــض سنــگین..

پشــت این بغــض سنــگین..

بیــدی نشـــسته بــود

کــه خیــال میـــــــــــکرد با ایــن بــاد هــا نمـــی لرزد
دیدگاه ها (۱)

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

اون فکر میکرد ساده و احمقم ولی نمی‌دونست که پشت این چهره مظل...

سامرا این روزها در سوگ خورشیدی نشسته است که در حصار پادگان‌ه...

آرامِ جانِ من تویی... خدایِ من، تویی... وقتی تو را دارم،دلم ...

نمی‌دانم بگویم راز جرأت و جسارت کودکان یمنی یا بگویم تنها حر...

بهار بدون تو

من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم: پی خوابی شاید، پی نوری، ر...

#pain#P¹⁰⁶#Season²دستش رو به سمت کیسه ی قرص ها برد و یک آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط