ارزو پارت اخر
ارزو پارت ۱۶ اخر
همه پاشدن رفتن تا میخواستن سوار ماشین بشن یونجی گفت
- ها ها ها گولتون زدم
همه دنبال یونجی کردن ا.ت با دمپایی دنبال یونجی بود
- یااااا گوه خوردم
_مبخواستی گوه نخوری
همشون پریده توی ساحل و روی هم آب میریختن
ا.ت کم مونده بود هان رو خفه کنه 🤣
یااا ا.ت الان خفه میشم
هوا دوباره بارونی شد و. مجبور شدن جمع کنن همه چی عادی بود که
هان چشمای ا.ت رو گرفت و بردش یه جایی
- خودشه سون جه دوربین رو بیار
ا.ت ویو
تا چشمام رو باز کردم دیدم هان جلومه به یک حلقه
ا.ت با من از...ازدواج میکنی(کیوت)
_ عمممم باید ببینم
یااا من سوال نکردم گفتم باهام ازدواج میکنی
_. میگما این انگشتر چقدر قیمتشه
برچی
_ بگو
پنجاه هزار وون
_ جان من خب شیطنتم گل کرد
ا.ت انگشتر رو گرفت و در رفت
مرسی واقعا دوست دارم (خنده)
همه با خنده رفتن دنبال ا.ت
(فلش بک به عروسی)
ا.ت یه لباس خیلی خوشگل تنش بود عکسشو تو یه پست دیگه میزارم
هان چشماش به ا.ت دوخته شده بود
(اسم اون پیرمردا چیه میان برا عروسی چرت و پرت میخونن؟؟😐 یادم رفت😐🤣🤣📿)
خانم کیم ا.ت ایا شما حاظر هستین با آقای هان جیسونگ ازدواج کنین و فلان و فلان و فلان و تا آخر عمر فلان فلان و فلان باشید؟؟
- عروس رفته گل بکشه (بلند)
همه خندیدن
برای بار دوم میگم
_ ب..بله
همه دست جیغ هورا
آقای هان جیسونگ آیا حاظرین با خانم کیم ا.ت فلان و فلان و فلان به عقد فلان فلان و فلان و همیشه سلامت نگهش دارین؟و سالیان سال کنارش باشین؟
- معلومه باید با دوستم خوب باشه (داد)
_ یونجیا
معلومه که بلهههه (بلند)
همه دوباره دست و جیغ و هورا
.
اینا هم به هم رسیدن ولی من هنوز سینگلم🙂🙂📿🔪🔪🔪🔪.
.
.
و تامام🙂🙂🙂🙂🙃📿📿📿📿📿📿🔪🔪
میدانم فیک خیلی مسخره ای بود واس همین یکی بعدی رو قشنگ مینویسم 🙃🙃🙃🙃🙃🙃
فیک بعدی تو راهه🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙂🙂🙂🙂🙂
از فردا مینویسم امروز کلی سناریو مینویسم🙃🙃🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂📿📿🔪🔪🔪🔪🔪باید بخونین🔪🔪
همه پاشدن رفتن تا میخواستن سوار ماشین بشن یونجی گفت
- ها ها ها گولتون زدم
همه دنبال یونجی کردن ا.ت با دمپایی دنبال یونجی بود
- یااااا گوه خوردم
_مبخواستی گوه نخوری
همشون پریده توی ساحل و روی هم آب میریختن
ا.ت کم مونده بود هان رو خفه کنه 🤣
یااا ا.ت الان خفه میشم
هوا دوباره بارونی شد و. مجبور شدن جمع کنن همه چی عادی بود که
هان چشمای ا.ت رو گرفت و بردش یه جایی
- خودشه سون جه دوربین رو بیار
ا.ت ویو
تا چشمام رو باز کردم دیدم هان جلومه به یک حلقه
ا.ت با من از...ازدواج میکنی(کیوت)
_ عمممم باید ببینم
یااا من سوال نکردم گفتم باهام ازدواج میکنی
_. میگما این انگشتر چقدر قیمتشه
برچی
_ بگو
پنجاه هزار وون
_ جان من خب شیطنتم گل کرد
ا.ت انگشتر رو گرفت و در رفت
مرسی واقعا دوست دارم (خنده)
همه با خنده رفتن دنبال ا.ت
(فلش بک به عروسی)
ا.ت یه لباس خیلی خوشگل تنش بود عکسشو تو یه پست دیگه میزارم
هان چشماش به ا.ت دوخته شده بود
(اسم اون پیرمردا چیه میان برا عروسی چرت و پرت میخونن؟؟😐 یادم رفت😐🤣🤣📿)
خانم کیم ا.ت ایا شما حاظر هستین با آقای هان جیسونگ ازدواج کنین و فلان و فلان و فلان و تا آخر عمر فلان فلان و فلان باشید؟؟
- عروس رفته گل بکشه (بلند)
همه خندیدن
برای بار دوم میگم
_ ب..بله
همه دست جیغ هورا
آقای هان جیسونگ آیا حاظرین با خانم کیم ا.ت فلان و فلان و فلان به عقد فلان فلان و فلان و همیشه سلامت نگهش دارین؟و سالیان سال کنارش باشین؟
- معلومه باید با دوستم خوب باشه (داد)
_ یونجیا
معلومه که بلهههه (بلند)
همه دوباره دست و جیغ و هورا
.
اینا هم به هم رسیدن ولی من هنوز سینگلم🙂🙂📿🔪🔪🔪🔪.
.
.
و تامام🙂🙂🙂🙂🙃📿📿📿📿📿📿🔪🔪
میدانم فیک خیلی مسخره ای بود واس همین یکی بعدی رو قشنگ مینویسم 🙃🙃🙃🙃🙃🙃
فیک بعدی تو راهه🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙂🙂🙂🙂🙂
از فردا مینویسم امروز کلی سناریو مینویسم🙃🙃🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂📿📿🔪🔪🔪🔪🔪باید بخونین🔪🔪
- ۱.۲k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط