{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارزو پارت

ارزو پارت ۱۵
همشون سوار ماشین شدن و رسیدن ساحل
_ واو چه زیباست
تو زیبا تری
ا.ت با دستش زد رو سر هان
_ یاااا
حقیقت بود
-, ا.ت و هان بیاین اینجا امشب خیلی سرده برا همین چادر نگرفتیم دوتا خونه گرفتیم
_ او خوبه دخترا توی اتاق و پسرا توی یه اتاق دیگه
- نه من می‌خوام پیش سون جه باشم
_ یااااا سون جه مگه چیکارته
- اهم اهم
ا.ت متوجه انگشتر توی دست یونجی و سون جه شد
_ چ..چی شما نامزد کردین به منم نگفتین
- یه دفعه ای شد
_ مرض اصن دیگه من خودم کنار تو نمی‌خوابم برو جای سون جه جوووووونت
همه زدن زیر خنده
_ یاااا خنده دار نیست
- گایز شام جوج داریم
_ پس تا سرد نشده هوا درست کنیم
بعد بریم تو خونه بخوریم
- باشه
سون جه و هان شروع کردن به پختن غذا
( غذا آماده شد)
هوا داره سرد میشه سریع بریم توی یکی از خونه ها همه با هم بخوریم (😐)
همشون سریع رفتن توی یه خونه و شروع کردن به خوردن(😔🤲😑📿)
_ مرسی غذا خوش مزه شده
بله دست پخت منه
& یااااا منم پختم ها
اره من و سون جه
& حالا شد
( پایان غذا خوردن)
- ما رفتیم تو اتاق خودمون
_ باشه
_ یااااا اینم که اینجاست
این اسم داره
یونجی و سون جه رفتن اتاق خودشون
خوب ا.ت گیرت آوردم
هان ا.ت رو چسبوند به دیوار (فیکههه فیککک)
خب من این که هستم
من رو که میپیچونی حالا می‌خوام یه کاری کنم
هان ا.ت رو میبوسید
ا.ت که دید هان دیگه ولش نمیکنه همراهی کرد
دیگه تا صبح نماز خواندن
صبح که پاشدن هر دوتاشون کنار هم بودن
ا.ت هان رو محکم تر بغل کرد
صدای یونجی اومد
- پاشین داره بارون میاد خطر سیله
همشون پاشدن برن
دیدگاه ها (۳)

ارزو پارت ۱۶ اخرهمه پاشدن رفتن تا میخواستن سوار ماشین بشن یو...

حقققق🤣🤣

اسلاید اول و دوم لباس و میکاپ ا.تاسلاید سوم و چهارم لباس و م...

ارزو پارت ۱۴, 📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿📿نفری یه تسبیح بردارین🙃📿📿📿🤲شروع ...

وقتی....(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط