{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ی تک پارتی کوک

ادامه ی تک پارتی کوک
درخواستی


رفتم بیرون یهو سرم خورد به ی چیزی
ات: اییی
کوک: خوبی
سرمو بلند کردم سینه ی کوک بود( به به 🤧📿)
ات: اینجا دستشویی زنونس ها
کوک: میدونم
لیا : عع عشقم پیش این گدا چیکار میکنی
ات:هوییی گدا عمته
لیا: اونا میبینی چی میگه
کوک : من اوپا یا عشقت نیستم برای بار هزارم
دست ات رو میگیره و میرن


ات ویو :
وایی دستش چقد بزرگه خدایااا الان در مقابل لیا طرف منو گرف واییییییی
کوک : هوییی دختره اسمت چی بود یادم رف
ات: ات
کوک به ات نزدیک و نزدیک تر شد تا ات به دیوار میخوره
کوک:هوم اسمت قشنگه
دستشو میزاره کنار سر ات (رو دیوار)
کوک: دوس پسر داری
ات تو ذهنش ن دیونه من دوساله از تو خوشم میاد
ات: ن
کوک : خوبه( نیشخند )
کوک رف

مدرسه تموم شد منم خواستم برم وسایلمم جمع کردم رفتم بیرون لیا اومد و باشه تا دختر دیگه
لیا: از کوک دور بمون
ات: نمونم
لیا: خودتو مرده فرض کن
رفت
منم رفتم بیرون دختره ی لوس ایششش
کوک: سوار شو
ات: کی من؟
کوک: اره
ات: چرا
کوک: مگه قرار نبود بریم باهم بیرون
ات: اها اره
سوار شدم و رفتیم رفتیم و کلی خوشگذشت

یک ماه بعد
منو کوک باهم دوستیم و لیا هم ممکنه هر لحظه منفجر بشه از حسودی تا الان کسی منو تو این مدرسه زیاد میشناخت ولی الان همه ی دخترای مدرسه ازم متنفرن چون شدم دوست صمیمی کوک
زنگ تفریح
داشتم میرفتم تو حیاط که یهو دستم کشیده شد و چسبیده شدم به دیوار
ات: ولم کن تو کیی
کوک: منم عشقم
ات:اها تویی... چیی عشقم
کوک: اره
ات: کوک خوبی
کوک: ات من ازت... من ازت خوشم میاد
ات: واقعا
کوک: واقعا
ات: واقعا واقنی
کوک: اره😂
ات: منمممممم 2 ساله ازت خوشم میومد ولی خوب تو...
کوک : واقعا
ات: اره
کوک ات رو بوسید و دیگه رفتن تو حیاط
چهار سال بعد
منو کوک الان نامزدیم و قراره ازدواج کنیم منم ی شغل خوب پیدا کردم و وضع مالی بهتر از قبله کوک میخواد خرجمو بده ولی من میخوام روی پای خودم وایسم لیا هم رفت امریکا


پایان
ببخشید بد بود ولی دلیل نمیشه لایک نکنید🙂🔪
دیدگاه ها (۱۳)

تک پارتیدرخواستی💞خوناشامی از تهیونگات ۲۴ سالشه و خونه مجردی ...

ادامه ی تک پارتی تهیونگسرمو با ترس اوردم بالا که یه پسر خوشگ...

بگین🙂

عشق مافیایی منپارت ۲۷جیا: منم... منم دوستون دارم(خجالت ) (جی...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

عشقویو ات امروز از خواب بیدار شدم رفتم حمام ۲۰ میلی گرفتم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط