{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از کندوان پیچیدم دور تو و تو از من بریدی و سرایت کردی

من از کندوان پیچیدم دور تو و تو از من بریدی و سرایت کردی به فرمان این ماشین ، دره جای خوبیست برای این شعروقتی که برگردد ذهنم ، به اعدامی که توی پایتخت ، اول صبح انجام شدو بپیچم دور گردن پسری که میخندید به مرگ ، خیلی سرد و برگردم گره ی روسری مادرم ،ریش های نتراشیده ی پدرو از پایین این دره اتش این ماشین بشوم / هر طور شده پیغامی بفرستم تو از قبیله ما نبودی و اشتباها پیغامم شروع جنگی بودبین پدرت که مرده بود و پدرم که سنگ میتراشید*** دستت ازین دنیا دراز تر هم که باشدبه دستی که دیگر وجود نداردامیدی نیست .
دیدگاه ها (۴)

بعد از عمری استفاده و سو استفاده از این بدن عاریه ای در جهت ...

دفتر رو گذاشتم جلوم و خوندم ... خط به خط ... تقویم وتاریخها ...

انگشت فقط جای یک حلقه دارد ، دلت را دست به دست می کنی برای چ...

حواست هست ؟ من در این بحر عمیق مدتیست دست از شنا کشیده ام ، ...

bad girl پارت39

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط