(رفتم که رفتم)

(رفتم که رفتم)

از برت دامن کشان، رفتم ای نا مهربان
از مـن آزرده دل، کـی دگـر بینـی نشان

رفتم که رفتم؛ رفتم که رفتم
از من دیوانه بگذر ، بگذر ای جانانه بگذر

هـرچـه بـودی، هـرچـه بـودم، بــی خـبر
رفتم که رفتم، رفتم که رفتم

شـمع بزم دیـگران شو، جام دست این وآن شو
هرچه بودی، هرچه بودم بی وفا رفتم که رفتم

بـعـد از این، بـعـد از این، کن فراموشم که رفتم
دیـگر از، دسـت تـو، مـی نـمـیـنوشم که مستم

با دل زود آشـــــنــــا، گـــشــتــم از دامــت رهــا
بی وفـا، بی وفـا، رفتـم که رفتم، رفتم که رفتم


من نگویم که به درد دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید


"زنده یاد معینی کرمانشاهی"
دیدگاه ها (۱)

حسینیِ واقعیمردی تعریف می‌کرد: پدرم سال ۱۳۴۰ از دنیا رفت و م...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

چند پارتی (درخواستی)

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

مافیای من

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط