{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ..

من ..
یک عالمه راه آمده‌ام برای رسیدن به تو...
من نمی توانم راهِ رفته را برگردم؛
من دوست نداشتنت را یاد نگرفته‌ام
به من یاد داده اند راه را باید رفت تا رسید...
دیدگاه ها (۹)

شهری به حال من شده گریان ؛ بیا طبیب ،کم مانده آب از سر بیمار...

بهار، دست‌های توستو شکوفه‌های درختی که مثل لبخند تونام‌اش را...

اوّل دفتر سالم بنویسید حسینبرکت روزی و مالم بنویسید حسینرازق...

می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستندستایش کردم،گفتند خرافات است...

مانه برای مرهم زخمها. که برای وفاداری به عهد ها امده ایم.. ...

زندگی به ما یاد می‌دهد که گاهی برای رسیدن به نور، باید از چن...

آری از پشت کوه آمده‌ام .چه می‌دانستم اینورِ کوه بایدبرای ثرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط