{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر او ببخشایید

بر او ببخشایید
بر او که گاه‌گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب‌های راکد
و حفره‌های خالی از یاد می‌برد
و ابلهانه می‌پندارد
ک حق زیستن دارد..
دیدگاه ها (۴)

سقوطی که من ازش حرف می‌زنم و گمونم تو دنبالشی، سقوط خاصیه یه...

خسته بودیم و‌نمیدانستیم نباید درِ هر خانه ای را زدبه تمام مر...

هرآنچه روحتان را با هدفی و آرمانی به آتش بکشد، وظیفه‌تان سوخ...

یه شبایی هرکاری میکنی نمیتونی راهتو پیدا کنی ،خودتو پیدا کنی...

رگ‌های نامرئیاو مثل نفسِ پنهانِ خانه است؛ همیشه هست، آنقدر ک...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط