{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بامن بمان تا درکنارت جان بگیرم

بامن بمان تا درکنارت جان بگیرم
درسینه ی طوفانیت سامان بگیرم

دیروز با نامت شدم آغاز، مگذار
امروز بی نامِ تو،من پایان ،بگیرم
دیدگاه ها (۱)

خسته ام از این زندان که نامش زندگیست. پس قشنگی های دنیا مال ...

حس خوبیه وقتی میدونی یکی دوستت داره...البته منو کسی دوس ندار...

!!

تو باید جای من باشیکه بفهمیآدمروزی صدباربا یه ترانه میمیره!!...

عاشقانه های شبنم

درست کنار ثانیه های بی قراری امکنار دل شوره های شیرینمتو کنا...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط