اي نيمه جان برابر من جان مده علي
اي نيمه جان برابر من جان مده علي
بنگر پدر كنار تنت آمده علي
تا دست ميزنم به تنت پخش ميشوي
داغت چه شعله ها كه به جانم زده علي
اين لشكري كه در بر من خنده ميكنند
چون آمده بلا سر من خنده ميكنند
خيز و ببين كه عمه رسيده كنار تو
خيز و ببين به خواهر من خنده ميكنند
اين زخم ها كه روي تنت آرميده اند
طوري شده كه بند دلم را بريده اند
با تيغ وتير ونيزه وخنجر حراميان
از باغ سبز پيكر تو ميوه چيده اند
حالا تو جاي من چه كنم با غمت علي
با تكه تكه هاي تن درهمت علي
بنگر پدر كنار تنت آمده علي
تا دست ميزنم به تنت پخش ميشوي
داغت چه شعله ها كه به جانم زده علي
اين لشكري كه در بر من خنده ميكنند
چون آمده بلا سر من خنده ميكنند
خيز و ببين كه عمه رسيده كنار تو
خيز و ببين به خواهر من خنده ميكنند
اين زخم ها كه روي تنت آرميده اند
طوري شده كه بند دلم را بريده اند
با تيغ وتير ونيزه وخنجر حراميان
از باغ سبز پيكر تو ميوه چيده اند
حالا تو جاي من چه كنم با غمت علي
با تكه تكه هاي تن درهمت علي
- ۲۳۵
- ۱۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط