دختر کوچولو p
دختر کوچولو p2
آخه فک کن بایه پسر مست ساعت ۲ شب تو یه بار تنها باشی...
جیمین
چشامو باز کردم که دیدم تو یه بار بودم... دوروبرم رو نگاه کردم و اصلا یادم نبود که چی شده بود
نگاهمو کج کردم که دیدیم یه دختر خیلی خوشگل داره پیشبندشو در میاره و فهمیدم که اینجا کار میکنه
خواستم بلند شم که یه هو
سردر شدیدی داشتم ولی من تحمل دردم بالاست برای همین فقط اخم کردم که البته همه میگن اخمم خیلی ترسناکه...
من به اونا توجه نکردم ولی دیدم دختره با یه نگاه ترسیده داره نگام میکنه
نمیخواستم بترسونمش برا همین اخمم رو وا کردم
ات
همینجور که داشتم نگاهش میکردم که دیدم اون نگاه ترسناکش از بین رفت
جیمین از سرجاش بلند شد و رفت سمت ات
ات خیلی ترسیده بود برای همین چند قدم عقب رفت .... جیمین بهش خیلی نزدیک شده بود طوری که نفسش رو ات روی پوست صورتش حس میکرد ...
جیمین
دختر خیلی خوشگلی بود و احتمالا از خداش بود که امشب با من حال کنه پس بهش گفتم:
( علامت جیمین_)
(علامت ات+)
-دوس داری امشب رو با من بگذرونی ؟
ات
شوکه بودم از این حرفش و دهنم باز مونده بود و مونده بودم بهش چیزی بگم یا یدونه سیلی بهش بزنم... ولی آخه مست بود و ممکن بود دست خودش نباشه چی میگه یا منو با یه نفر دیگه اشتباه بگیره
اومدم آروم برم کنار که...
ادامه دارد...
شرایط
لایک:۱۰
کامنت:۵
بایییی🍄🍄🍄🍄
آخه فک کن بایه پسر مست ساعت ۲ شب تو یه بار تنها باشی...
جیمین
چشامو باز کردم که دیدم تو یه بار بودم... دوروبرم رو نگاه کردم و اصلا یادم نبود که چی شده بود
نگاهمو کج کردم که دیدیم یه دختر خیلی خوشگل داره پیشبندشو در میاره و فهمیدم که اینجا کار میکنه
خواستم بلند شم که یه هو
سردر شدیدی داشتم ولی من تحمل دردم بالاست برای همین فقط اخم کردم که البته همه میگن اخمم خیلی ترسناکه...
من به اونا توجه نکردم ولی دیدم دختره با یه نگاه ترسیده داره نگام میکنه
نمیخواستم بترسونمش برا همین اخمم رو وا کردم
ات
همینجور که داشتم نگاهش میکردم که دیدم اون نگاه ترسناکش از بین رفت
جیمین از سرجاش بلند شد و رفت سمت ات
ات خیلی ترسیده بود برای همین چند قدم عقب رفت .... جیمین بهش خیلی نزدیک شده بود طوری که نفسش رو ات روی پوست صورتش حس میکرد ...
جیمین
دختر خیلی خوشگلی بود و احتمالا از خداش بود که امشب با من حال کنه پس بهش گفتم:
( علامت جیمین_)
(علامت ات+)
-دوس داری امشب رو با من بگذرونی ؟
ات
شوکه بودم از این حرفش و دهنم باز مونده بود و مونده بودم بهش چیزی بگم یا یدونه سیلی بهش بزنم... ولی آخه مست بود و ممکن بود دست خودش نباشه چی میگه یا منو با یه نفر دیگه اشتباه بگیره
اومدم آروم برم کنار که...
ادامه دارد...
شرایط
لایک:۱۰
کامنت:۵
بایییی🍄🍄🍄🍄
- ۶.۹k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط